Share  
balatarin
 
  بیداری اسلامی، کالای بنجلی که خریداری ندارد

بيژن صف سري

می گویند همه زخم ها شفا می یابند الا زخم آرزوهای برآورده نشده، که آدمی ازسوزش این زخم در خانه قبر هم آرام ندارد.
بی گمان یکی از زخم های انسان امروز، تحقق نیافتن مفاد اعلامیه ای است که شصت و چهار سال پیش از این، دول عضو سازمان ملل از سر دغدغه احترام به رعایت حقوق وآزادی‌ انسان ها، آن را امضا و به تصویب رساندند و از قضا ایران هم یکی از امضاکنندگان آن اعلامیه بود.
روز دوشنبه (19 آذر- دهم دسامبر) بازهم با اشاره ی تقويم نشانه دارجهان، سالگرد روز جهانی حقوق بشر از راه رسيد و همچون داغی کهنه آهی بر دلها نشاند، خاصه بر دل مردم این کهنه دیار که امروزچنان در چنبره ظلم گرفتارهستند که با فرا رسیدن هر ساله این روز فرخنده، با پوزخندی از کنار آن می گذرند.
درست همین دیروز بود که اقای خامنه ای مقارن با روز جهانی حقوق بشر در دیدار با جمعی از "اساتید دانشگاه های جهان اسلام" که برای لفت و لیس اخیر نظام تحت عنوان "اجلاس جهانی اساتید دانشگاههای جهان اسلام و بیداری اسلامی" به ایران امده بودند، چشم در چشم آنها می دوزد و با وقاحت مخصوص به همه دیکتاتوران تاریخ با مظلوم نمایی می گوید "ما با آمدن خون، از بینی یک انسان موافق نیستیم و دردمان می‌آید" و تو گویی صاحب این کلام داعیه ولایت و ولی امری ملت ایران را ندارد و ازفوران خون هزاران زندانی شکنجه شده درزندان های تحت نظر خود بی خبر است.
حال آنکه چنین ادعایی بیش از انکه مصرف داخلی داشته باشد برای جلب نظر مردم دیگر کشورهای جهان گفته شد؛ خاصه وقتی در ادامه با اشاره به وضعیت ملتهب کشور سوریه می گوید: "آن کسانی که سوریه را به سمت جنگ داخلی و برادرکشی میکشانند مقصرند و همه خواسته های مسلمانان باید به دور از خشونت حل شود."
این کلام حتی با هدف کاربرد خارجی، ادعایي بی اساس است وازسر تحمیق و فریب مخاطبین گفته شده است.
با این همه، منظوراز این نوشتارنه پرداختن به صحت و سقم این گفتاربی عمل رهبر است ونه گفتن شرح مصیبت نقض بی حساب حقوق بشر در جمهوری اسلامی، بلکه رصد ادعای بیداری اسلامی در کشور های مسلمان منطقه است که موضوع شعبده اخیر نظام در "اجلاس جهانی اساتید دانشگاههای جهان اسلام و بیداری اسلامی" بوده است.
خیزش و جنبش های رهایی بخش مردم مسلمان کشورهای اسلامی منطقه، خاصه در چند سال اخیر، که به بهار عربی مشهور گردید؛ این شائبه را در رهبران جمهوری اسلامی ایجاد کرده که حکومت دینی آن هم از نوع اسلامی این ستمگران، تنها الگوی از آب گذشته و امتحان شده درجهان اسلام است و لاجرم منجر به بیداری اسلامی در منطقه گردیده و این شائبه وقتی پررنگ و رو ترمی شود که طی سی و سه سال حکومت بی سؤال این نظام، ملت تحت سلطه ایران، بر هر ناروا و ستمي بر خود گردن نهاده و جز سکوت همتی نداشته است. از این رو از رهبر تا دیگر زمامداران این نظام، نه تنها خود را تنها وارثان انقلاب 57 دانسته ؛بلکه با این توهم که از اولین انقلابیون مذهبی در منطقه بوده اند، به حکم منطق بر آمده از شرع، خود را محق درایجاد جنبش های اسلامی و یا دخالت در جنبش های آزادیخواهی در دیگر کشور های مسلمان می دانند، و با چنین تصوری، هر گونه بذل و بخشش های بی حساب از کیسه ملت را، به شرط فرمانبرداری جنبش های هدایت شده از سوی خود را واجب و مجاز می دانند به این امید که سرانجام روزی با یک پارچگی جهان اسلام، بر مسند خلیفه گری حکومت جهانی اسلام تکیه زنند و این ماحصل همه ذهنیت و نظريه پردازي هاي سران جمهوری اسلامی از آغاز استقرارآن تا به امروزبوده است.
بی شک از سر چنین توهمی است که سران جمهوری اسلامی طی سی و سه سال زمامداری بر این گستره تاریخی نه تنها از کشتن و دربند کردن مخالفان و امت تحت سلطه خود ابایی نداشته اند؛ بلکه بر خلاف ادعای اقای خامنه ای که چندی پیش بنا بر اصل تقیه، تولید بمب اتم را در اسلام حرام اعلام می کند ؛ دست یابی به سلاح کشتار جمعی بر پایه اصل دیگر ازمنطق همین حکومت، واجب کفایی تلقی می شود.
اما با همه ي آنچه که از خواستگاه سران جمهوری اسلامی گفته آمد و با همه رویا پردازی های ناشی از توهم خلیفه گری سید علی خامنه ای برجهان اسلام، علاوه بر ظلم بی رویه و بی درایتی در اداره امور مردم، چپاولگری وواپسگرایی وستیزه گری با عقلانیت، جمهوری اسلامی باعث دین گریزی ملت شده و تنگنا های جهانی و تحریم ها یي که در فروش نفت با تاثیر چشمگیری كه در انقباض شریان های در آمد زای نظام داشته، پایه هاي باورمندی به حکومت دینی را بيش از پيش به لرزه در آورده و هر روز رویا های القا شده از سوی رهبران نظام از توهم استقرار حکومت دینی در جهان را نه تنها در بین ملت ایران که دربین همه مردم مسلمان منطقه کم رنگ تر کرده است، خاصه دربین باورمندان به حکومت دینی در دیگر کشورهای اسلامی جهان که زمانی نه چندان دور، جمهوری اسلامی را کعبه آمال خود می دانستند؛ تا بدانجا که امروز در مصر حتی پس از تصرف انقلاب مردم این کشور از سوی گروه اخوان المسلمین، با وجود نظام ديني مترقی ترازنظام حاکم بر ایران، در اولین گام ها ی حكومت بی سوال بر مردم غیورمصر، شکست خورده وحتی باعقب نشینی مرسی رئیس جمهور این کشور از مواضع دیکتاتورانه، باز هم ملت آگاه و بیدارمصر حاضر به پذیرش حکومت دینی نیستند و جهانی ازدرایت و هوشمندی چنین ملتی به حیرت در آمده است. اما با این حال در جمهوری اسلامی سران متوهم آن با برگزاری شعبده ای مضحک، تحت عنوان اجلاس "بیداری اسلامی" به گوش هم یاسین می خوانند و از بیداری اسلامی، دم می زنند که همچون کالايی بنجل دیگر خریداری ندارد.