Share  
balatarin
 
  اینه زندان که منم اسیرشم،جوانیم رفته الانم پیرشم

محسن دارایی

در سی‌ و چهارمین تداوم رژیمی خونخوار که در این سالها دستاوردی جز به قهقرا بردن ایران از هر منظر نداشته است،فریاد اعتراضم را به سردمداران این حکومت ظالم می‌رسانم…
در تمامی‌ تنهائیت به چه چیزی میتوانی‌ فکر کنی ‌،آیا به هدفهایی که در زندگی‌ داشتی و نتوانستی به آنها برسی؟
به دنبال دلایل قانع کننده میگردی تا بتوانی‌ خودت را قانع کنی‌ تا درد کمتری را تحمل نمائی.سپس رو به گذشته میکنی‌ و به خاطراتت می‌‌اندیشی‌ ، که چه بر تو گذشت و زندگی‌ چه تلخی‌‌ها و چه شیرینی‌ هایی را برایت به ارمغان آورد و تو میتوانستی با انتخاب بی‌ تفاوتی‌ نسبت به مشکلات جامعه ، مسیر زندگی‌ خودت را عوض کنی‌ و تلخی‌‌های حاکم بر زندگیت را به شیرینی‌ تبدیل کنی.‌
همیشه وقتی‌ به گذشته نگاه میکنی ‌،میگوئی،اینکه گذشت چنین بود وای بر آینده و چه دردهای بزرگ تری را در آینده باید تحمل کنم.هنگامی که به روزگار فکر میکنی‌ ،میخواهی‌ کمی‌ در لحظهایی که بر تو گذشته بمانی تا خوب یاد بگیری که در آینده با چنین شرایطی چطور می‌‌بایستی رو به رو شوی.
آیا هنوز توانی‌ در تو باقی‌ مانده،آیا به همان قدر قدرت داری که در گذشته با ظلم و زور و مشکلات دست و پنجه نرم میکردی.همیشه به خودت میگوئی کاش با عزیزانم بیشتر زندگی می‌کردم و از با آنها بودن کامل لذت را می‌‌بردم.اما وای به حالی‌ که با خودت از گذشته عذاب وجدان را به ارمغان آورده باشی‌ که تو با رسیدن به آرمانهائی داشتی باعث شکستن چه دلهائی شده‌ای و غم بزرگی‌ را در دل عزیزانت به جای گذشته ای.گاهی آنقدر در غم و غصه مبهوت میشوی که فقط خدا را صدا میزانی‌ و از او طلب کمک میکنی‌،زیرا از همه دور و تنها مانده‌ای و تو برای آنها یک غم و آنها برای تو فقط یک خاطره تلخ شده اند، زیرا این خاطرات زمانی‌ شیرین میشود که با آنها باشی‌،نه اینکه از آنها فقط یک ذهن به همراه داشته باشی‌،حتی یک عکس دست جمعی‌ هم نداری که به آنها نگاه کنیبا بگوئی که من هم با آنها بودم تا دیگران هم بتوانند اینها را ببینند و با غم تو شریک شوند،اما در چنین شرایطی تو تنها می‌مانی و ذهنی‌ که هزاران درگیری درونش است.
آیا کسی‌ میتواند که بگوید من میتوانم یک قناری را که در قفس است را درک کنم؟به نظرم خیلی‌ از انسانها هم هستند که به مثال یک قناری شباهت دارند و سرگذشت زندگی‌ آنها شبیه زندگی‌ یک قناری است ،زمانی‌ که صیاد او با بی‌ رحمی می‌گیرد و به قفس می‌‌اندازد تا چند روز اول باور نمیکند که دیگر آزاد نیست،اما بعد از مدتی‌ میفهمد که باید با دنیای بیرون و آزادی خداحافظی کند و تمام آرزویش این میشود که یکبار دیگر بتواند از این قفس رها شود و پرّ بگشاید و یکبار دیگر طعم پرواز و آزادی را بچشد،اما می‌بیند که خبری نیست و او دیگر زندانی است و کارش این میشود که از آزادی بخواند و اعتراض خودش را با سرودی که پر از غم و غصه است نشان میدهد،اما بعضی‌ از آدمها لذت میبرند و از این سرود شادمان و مسرور میشوند ،اما هیچکدام از دلم این قناری خبر ندارند،که او دیگر باید تمام آرزوهایش را با خود در این قفس بکشد و هر روز از خداوند تقاضای آزادی یا مرگ می‌کند و این یک درد بزرگ است‌که درکش واقعاً سخت است.
انسانها هم به همین شکل هستند وقتی‌ که به زندان انداخته میشوند ،هر روز در آرزوی آزادی خورد و شکسته میشوند و هر روز به امید اینکه روزی میتوانند طعم کارهای نکرده و چیز‌های نداشته را بچشند دلخوش هستند که روزی آزاد میشوند و به کانون گرم خانواده و زندگی‌ باز میگردند.
در سی‌ و چهارمین تداوم رژیمی خونخوار که در این سالها دستاوردی جز به قهقرا بردن ایران از هر منظر نداشته است،فریاد اعتراضم را به سردمداران این حکومت ظالم می‌رسانم.
شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد حکومت آخوندی بر خلاف آنچه که رهبر جنایتکار آن از عدالت ورزی سخن می‌گوید ،هولناک‌ترین تبعیض‌ها را در این سی‌ و چند سال بر مردم بخت برگشته ایران روا داشته است.مثالهای واضحی که زیر بیان میگردد تنها نمونه کوچکی از تمامیت خواهی‌ رژیم اسلامی می‌باشد.
سلب حق مسلم آزادی بین با بازداشت و شکنجه نو اندیشان ، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی
اجرای بی‌ شمار حکم ضدّ انسانی‌ اعدام ، به ویژه اعدام دگر اندیشان ایران زمین
سرکوب اقلیتهای قومی و مذهبی‌ و تحت فشار قرار دادن آنها از همه جهات
تبعیض جنسیتی و فشار بر زنان و دختران ایران با استناد بر احکام بی‌ پایه و اساس اسلامی
نابود کردن منابع اقتصادی کشور و صرف این منابع در جهت ترویج تروریسم در داخل و خارج مرزهای ایران
نبود کردن آثار فرهنگی‌ و نشانه‌‌های تمدن ایران کهن و جایگزینی ایدئولوژی ارتجاعی
همان گونه که عیان است شواهد مذکور که مشتی از خروار جنایت حکومت محسوب میشود خود میتواند عاملی باشد که ما ایرانیان وطن دوست تا جای ممکن در جهت پایین کشیدن پایه‌های تخت استبدادی این رژیم گام برداشته و تا رسیدن به فردای آزادی ایران و زندانیهای عقیدتی‌ و سیاسی ، دست از مبارزه بر نداریم.
پاینده باد ایران و ایرانی‌