Share  
balatarin
 
  ما حق نیستیم

جبهه آزادیخواهان ایران

در طول تاریخ بشر، همیشه در ذهن انسانها کلماتی همانند، روشنایی و تاریکی‌، زشتی و زیبایی، حق و باطل، استثمار کننده و استثمار شونده، خدایگان و شیاطین وجود داشته است.
چگونه میتوان اینچنین دستگاه ذهنی‌ را محک زد؟ به بیانی دیگر، چگونه میشود که یک انسان آزادی طلب، حقوق اجتماعی و سیاسی دیگر انسانها را با خود برابر بداند؟
هدف از این نوشتار، یافتن پاسخ به سوالات بالا می‌باشد.
از هنگامی که انسا...نها برای بر آوردن نیازهای روحی و جسمی‌ خود پا به عرصه جهان میگذارند، با این واژه‌ها درگیر بوده و هستند. نگاه ایدئولوژیک و دستگاه حق و باطل نگاهیست که کم و بیش همه را در خود جای داده و بیرون آمدن از این دستگاه ذهنی‌ کاری بسیار سخت و مشکل می‌باشد. بیرون آمدن از این دستگاه ذهنی‌ مستلزم این می‌باشد که یک انسان خود را حق نداند. برای روشن شدن و ساده کردن این دستگاه ذهنی‌ مثالی می‌آوریم.
آیا کسی‌ در این دنیا هست که بگوید شعور من کم است، یا مشکل ذهنی‌ دارد؟ مسلّماً پاسخ این سوال حداقل در اسیا و آفریقا منفی‌ می‌باشد، فراتر از این همه ما خودمان را حق مطلق میپنداریم. به بیانی دیگر، ما جزمیتی بسیار خطرناک را با خود به یدک می‌کشیم. این طرز تفکر در طول تاریخ بشر توسط مکاتب آسمانی و زمینی به ما آموخته شده است، در نتیجه، من یا ما یا گروه ما حق می‌باشد. ما حق هستیم و پیشتاز تکامل تاریخ، و در نتیجه دیگران باطل و عقب افتاده. با این دستگاه ذهنی‌، کسی‌ که خود را حق و دیگران را باطل بپندارد، دیگر نمیتواند حقوق سیاسی و اجتماعی باطل را با خود برابر بداند. بر پایه این دستگاه ذهنی‌، به خاطر انتقاد، مخالفین خود را سرکوب و زندانی می‌کند، و ...
چگونه میشود که یک انسان برابری طلب حقوق اجتماعی و سیاسی دیگر انسانها را با خود برابر بداند؟
یکی‌ از دلایل عقب افتدگی کشورهای جهان سوم دستگاه حق و باطل است. دستگاه حق و باطل یکی‌ از بازدارنده‌ترین عوامل ایست که ما را از رشد سیاسی باز داشته است. برای برون رفت از این دستگاه باید یاد بگیریم که با چه معیاری می‌توان یک انسان یا یک گروه یا یک کشور را پیشرفته دانست. به نظر نگارنده، بهترین محک و آزمایش که میتواند ما را روشن کند تجربه تاریخ است. باید به تجربه تاریخ رجوع کرد و از ابزارهایی استفاده کرد که تا به امروز جواب گرفته است. به عنوان مثال، سیستم‌های امروزی حاکم در اروپا که توانسته است تا حدی به عدالت اجتماعی برسد(آزادی خواهی‌ - لیبرالیسم).