Share  
balatarin
 
  مقاله - هجو ٣

محمد سوسیالیست


بخش سوم :
بعد از مدتی که بزن وبکوب تمام گردید نتیجه براین شد که اشخاصی عامل نظام ومزدورهستند که نگذاشتند این سیاسیون برانداز با هم متحد باشند خلاصه اینجا شاهد جلسات شبانه والبته نیمه شبانه هم بودیم طفلکی که تا دیروزش سیاسی را با صاد می نوشت به این وآن مزدور وعامل نظام می چسباند ،همه یهو مزدور شدند ، چرا ؟
نمی دونم احتمالا ازبرکات ومعجزات بینش بالای این سیاسیون عزیز بود .
تقریباً دو ماه کسی با کسی دیگه ارتباط نداشت آخه احتمالا اگرمیرفتی عکس وفیلم وحرفت رو می فرستادند برای اطلاعات ایران آخه میدونید که همه دراینجا ازصاحبان نظرومنظرونظریه هستند ازمعاونت وزراء وفرماندهان اینجاهستند . ترس ؛ بیشتربه این علت بود .
بعدازمدتی زینگ این تلفن عصرحجرما،بصدا درآمدساعت سه بعدازظهربنده هم که دراداره بودم البته بخش برش سنگ مرمروگرانیت با تعجب گفتم : این دیگه کیه من که بی کس وکارم ، یتیم ویسیرم در این تبعید کسی بهم زنگ نمی زنه مگه پلیس باشه دیدم از بچه های سلطنتی واصلاحاتی قاطی پاتی آقا امشب مراسم هستش بیا .
از ما انکاروازاونها اصرار، آخه سخنران نداشتند آقا شروع کردندبه دروغ، اختصاصی دعوت شدی کل اپوزیسیون چشم ودلش به تو بسته است لطفا بیا کم کم احساس کردم زیربغلم بزرگ شده بله چه هندوانه های بزرگی گذاشتند زیر بغلم که جز خوردنشون کاری نمی شد کرد گفتم باشه .
آخه بخش نفرت این شهر زبان بنده میباشد ولی اونقدر مهربان شده بودن که آمدن تا درب منزل بدنبال اینجانب وبا اسکورت پهلویها تا مراسم مرا همراهی کردند .
بازمراسمی بودو شیرینی وشربتی وعکسی الی ...........
ودرآخرانگارهیچی نشده دست در دست هم ودربغل همدیگرهمه با هم ؛ درهمُ برهم می دیدی نمی دونی چه لذتی داشت آخرش بود.
فعلا اینم آخربخش سوم که یاد ضرب المثل معروف افتادم که :
یا رومی روم یا زنگی زنگ دو رنگی تا به کی .

ما ایرانیها که خودم جزو آنها هستم دورو ، وریاکارهستیم وروح حساس زنانه نیزدرمردان ما نهفته است که به خاله زنک معروفه که دراینجا وایران بسیار بسیار می بینیم . والسلام

محمد سوسیالیست