Share  
balatarin
 
  وفاق عمومی حول برگزاری انتخابات آزاد

نادر عصاره

شرایط سیاسی جامعه ایران عوض شده است. تا پیش از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری اسلامی، شرایطی حاکم بود که کاندیداهایی از درون نظام پا پیش می گذاشتند و برخی از مردم هم به دلایل گوناگون، بدانان امید می بستند تا شاید کشور از پرتگاه نجات یابد. بسیاری از کنشگران سیاسی مدنی و اجتماعی با هدف دستیابی مردم به حقوقشان طرح هایی را به میان می آوردند از جمله طرح «مطالبه محوری». آن شرایط، از پایان انتخابات دو سال قبل، تغییر کرده است. در ۲۲ خرداد ۱٣٨٨، هنوز رای دادن به پایان نرسیده بود، مانور نظامی در خیابان ها راه انداختند. قبل از این مانور، حمله به امکانات و ستادهای انتخاباتی کاندیداهای رقیب شروع شده بود. دست‌اندازی به صندوق ها و تقلب در آراء چنان ابعادی پیدا کرد که در نمایشات انتخاباتی قبلی رژیم ولایت فقیهی بی سابقه بود. ناظرین کاندیداها را به محل های شمارش آرا راه نداند. هنوز شمارش آرا و کنترل آن ها تمام نشده بود که ولایت فقیه پیروز انتخابات را اعلام کرد و به او تبریک گفت. اعتراض با «رای من کو» شروع و سیل جمعیت راهی خیابان ها شد. رژیم، نیروهای نظامی را به خیابان ها ریخت و تظاهرات عظیم معترضین را به خاک و خون کشید. ولی فقیه در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱٣٨٨، فرمان حمله به تظاهرات را صادر کرد. ده ها نفر از هم وطنانمان جان باختند. خیلی ها زخمی شدند. بسیاری به زندان افتادند. تعدادی ناپدید شدند. ندا و سهراب سمبل شدند. به دختران و پسران در زندان ها تجاوز شد. به خوابگاه های دانشجویان حمله کردند. دادگاه های فرمایشی و نمایشی راه انداختند. برخی از بازداشت شدگان را به جوخه مرگ سپردند تا زهر چشم بگیرند و معترضین به تقلب را به سر جای خود به نشانند. وکلا را هم بازداشت کردند. شرافت را به زندان کشیدند و رذالت را به خیابان آوردند. برای دستگیری دو کاندیدای معترض، موسوی و کروبی که حائز آرا میلیون ها ایرانی بودند و با پایداری خود، تبدیل به نماد اعتراض شده بودند، مدت ها تردید کردند. دستگاه قضائی بارها گفت که «سران فتنه» یعنی دو کاندیدای معترض، وقتی دستگیر می شوند که «رهبر» اجازه دهد. اکنون مدت هاست که بدون هیچ آئین دادرسی، آقایان موسوی و کروبی در «حصر خانگی» و بعبارت روشن تر در بند هستند. «رهبر» همه فن حریف و حاکم مطلق، فرمان مجازات آنان را نیز صادر کرده است. در این شرایط جدید، یک طرف ولایت فقیه قرار دارد با تمامی نکبتی که برای جامعه ما به بار آورده است و طرف دیگر نیز کسانی که از سرنوشت غم انگیزی که ایران بدان دچار آمده، درد می کشند. یک طرف، رژیم ولایت فقیه را با پاسدار و بسیجی و لباس شخصی حفظ می کند، طرف دیگر در زندان است، در تبعید است، در خطر زندگی می کند، به «خاوران» و قبرستان جانباختگان سر می زند و آزادی اش مورد تعرض است. در این میدان، ولایت فقیه مشروعیت مردمی را حتی در میان همراهان سابق خود نیز از دست داده است چون علاوه بر ناکار آمدی و نتیجتا بحران تمام عیار سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، رای مردم را به نفع خود نیز مصادره کرده است. در چنین شرایطی، هر اقدامی و هر موضعی از طرف اپوزیسیون و در مورد انتخابات تاثیر سیاسی جدی دارد. نمی توان با چشم بستن بر این صحنه، نسبت به انتخابات فراروی مجلس شورای اسلامی سخن گفت.

انتخابات آزاد، در ماهیت با نمایش انتخاباتی ولی فقیه ناسازگار است. اولی، تحت نظر هیئت ها و دستگاه های داوری بی طرف بر گزار می شود و دومی تحت امر ولی فقیه و زیر کنترل احزاب پادگانی و روحانی های مزدوری شبیه احمد جنتی و روش هایی مانند «نظارت استصوابی» مهندسی می شود. اولی با آزادی عقیده و بیان و با آزادی احزاب و مطبوعات و انجمن ها و گردهمایی ها همراه است. دومی با خفقان و سرکوب و حاکم کردن کسانی شبیه مرتضوی (دادستان سابق تهران) بر مطبوعات و بر فضای عمومی فعالیت.

ماهیت انتخابات آزاد، حاکم کردن مردم بر سرنوشت خود است. اراده انتخاب کنندگان، در سرنوشت جامعه، از قانون گذاری، تا قضا و اجرا، تعیین کننده است. به جای ایمان، عقل مردمان است که اهداف و روش های عمومی را، رقم می زند. عقل گرائی و خردورزی همگانی در سیاست، با حق انتخاب شدن و انتخاب کردن مردم صورت می گیرد. انتخاباتی با مدیریت هیئت ها و سازمان هایی که از دخالت مراکز قدرت بخصوص دولت حاکم جلوگیری می کند.

در جمهوری اسلامی، دین حکومتی و نماینده آن ولایت فقیه حاکم است و سرنوشت جامعه را تعیین می کند. انتخابات تحت کنترل و هدایت ولی فقیه است تا احیانا خارج از مصالح اسلام حکومتی و نماینده آن ولی فقیه اتفاقی نیفتد. در بهترین حالت، انتخابات، انتخابی میان پیروان ولایت فقیه است که نباید به نتایجی بیانجامد که سبب «حاکمیت دوگانه» شود و ولایت فقیه را تضعیف کند. در این انتخابات مخالفین ولایت فقیه حق شرکت ندارند تا او در جا و مقام خود مستحکم بماند و از گزند هر مخالفی در امان باشد. سی و چند سال است که مردم ایران دسته دسته از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم گشته اند بمحض این که از سیاست های خانمان برباده ولایت فقیه فاصله گرفته اند. آخرین ان ها، موسوی و کروبی و هوادارانشان هستند که دهه ها خود در میان اطرافیان ولایت فقیه بوده اند و گردن به احکام حکومتی آن می نهاده اند. براین اساس، در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی سرنوشت انتخابات از قبل روشن است: تامین منویات ولایت فقیه!

از این جا به سادگی نتیجه می شود که انتخابات آزاد، در چارچوب قانون اساسی و رژیم ولایت فقیهی ناممکن است. باید حکومت نه بالاتر از انتخابات و بالاتر از رای مردم، که پیرو اراده آنان باشد. در جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، اراده ای بالاتر از انتخابات است. تا این وضع ادامه دارد، انتخابات، آزاد نیست و هر کس این حقیقت را بپوشاند آگاهانه و یا ناآگاهانه مردم را فریب می دهد.

آزادی زندانیان سیاسی، آزادی احزاب و مطبوعات، حق آزادی اندیشه و بیان و تشکل و حق فرد در انتخاب زندگی خود و رعایت حقوق فرهنگ ها و اقوام مختلف و در یک کلام رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر و ملحقات آن، همگی نیاز به مبارزه برای عقب نشاندن گام به گام رژیم ولایت فقیه تا محو کامل آن از صحنه سیاسی جامعه ما دارند. اما نه این حقوق تامین می شوند و نه انتخابات آزاد عملی می گردد تا هنگامی که ولایت فقیه بر اراده مردم حاکم باشد، و تا زمانی که ایرانیان ضمن مخالفت با ولایت فقیه، به یک وفاق عمومی برای تامین حاکمیت مردم بر اساس رای آزاد شهروندان دست نیافته باشند.

در شرایط کنونی که رژیم ولایت فقیه در صدد است تا ثبات خود را تامین کند، می تواند تمایل به معامله را پیدا نماید. همه می دانند که مشروعیت رژیم ولایت فقیه، بدلیل تقلب در انتخابات دوره قبل، بیش از هر زمان مورد شک و تردید قرار گرفته است. در این وضعیت، نمایش انتخابات یکی از بهترین ابزارهای اوست. برد او در این انتخابات آن خواهد بود که صفوف مبارزه علیه ولایت فقیه و برای انتخابات آزاد پراکنده شود و عده ای در انتظار برگزاری انتخاباتی مطلوب تحت ولایت فقیه بنشینند. اکنون ولی فقیه چهار چشمی نیروهای معترض انتخابات قبلی را می پاید که از انتخابات آزاد دست کشند و به انتخاباتی تحت ولایت فقیه تمایل نشان دهند. برای این امر ولایت فقیه حاضر به معامله نیز می باشد. اما همانطور که چاقو دسته اش را نمی برد، ولی فقیه نیز، به انتخاباتی که حتی در حد ناچیزی تبهکاری رژیم او را کنترل کند، تن نخواهد داد. هر نیرویی که فکر معامله با او را داشته باشد، به جای تلاش برای وفاق عمومی حول انتخابات آزاد، به تشتت در آن صفوف دامن زده، به جنبش اعتراضی و مبارزه برای انتخابات آزاد پشت می کند. چنین معامله ای در کوتاه مدت به نفع ولایت فقیه تمام خواهد شد. ولایت فقیه اگر در اهداف خود برای برگزاری انتخاباتی پررونق پیروز شود، پس از انتخابات با شدت و حدت بیشتری به سرکوب معترضین دست خواهد برد. طبیعی است زمانی که بر خر مراد سوار شد مقاصد خویش را دنبال کند. اما بدتر از این، چنین معامله ای در دراز مدت بنفع کسانی تمام خواهد شد که با «مکتب ایران»، از روحانیت دوری می گزینند. اگر با معامله با ولی فقیه و صبر و انتظار برای شرکت در انتخابات تحت کنترل او، میدان مبارزه با روحانیت سالاری، از اپوزیسیون خالی بماند، برنده این میدان جز پوپولیست های فاشیست مآب طرفدار «مکتب ایران» کس دیگری نخواهد بود.

خیال خود را آسوده نکنیم! این نوشته دعوت نمی کند به دعوای ایدئولوژیک میان «طرفداران همیشگی شرکت در انتخابات» و «طرفداران همیشگی تحریم». هدف استفاده از فرصتی است تا سخن خویش را به گوش مردم برسانیم. هدف این است که از فضای ایجاد شده برای تامین وفاق عمومی حول انتخابات آزاد بهره گیریم. امروز کوچکترین معامله با ولی فقیه تیز کردن شمشیر استبداد است برای بریدن گردن آزادی. آنان که به هر دلیل و بهانه ای در شرایط کنونی معامله با ولایت فقیه را برجسته می کنند، جز دوری خود از انتخابات آزاد و محکم کردن برج و باروی استبداد چیزی عایدشان نخواهد شد. مسئله مشخص مربوط است به وارد شدن در صحنه سیاسی ای که به دو قطبی ولایت فقیه و ضد ولایت فقیه انجامیده است. صبر و انتظار معامله ای با ولایت فقیه در انتخابات نهمین دور مجلس شورای اسلامی در اسفندماه ۱٣۹۰ بنفع ولایت فقیه وثبات آن و به زیان طرفداران انتخابات آزاد و تشتت در صفوف آنان است.

بعوض صبر و انتظار و تعیین شرایط شرکت در انتخابات ولایت فقیهی، در مقابل آن، برای انتخابات آزاد متحد شویم: انتخابات آزاد، تحت مدیریت نهادی مستقل و غیرحکومتی، نهادی بخصوص غیر ولایت فقیهی و با نظارت نهادهای بی طرف بین المللی می تواند برگزارشود اگر حقوق و آزادی های شناخته شده زمینه ساز آن از قبل مهیا باشند.


دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱ اوت ۲۰۱۱