Share  
balatarin
 
  مشکل چیست ، راه کدام است ؟

فرجاد فر

صادقانه باید بپذیریم ، تا هنگامیکه واقع بینانه و بدورازتعصبات گروهی و عقیدتی ، به بررسی مشکلات نپردازیم ، نخواهیم توانست به راه کار اصولی برای نجات مردم و کشور ، دست یابیم .
بنظرمن ، مشکلات دربین اپوزیسیون نظام ، یکی ، دوتا نیست . اما میشود گفت بزرگ ترین مشکل کل اپوزیسیون ، نداشتن برنامه یا برنامه هایی است که بر اساس اصول و مبناهای سیاسی – مبارزاتی ، که با واقعیتهای جامعه و مشکلات و موانع منطبق باشد ، میباشد. و به همین دلیل، متاسفانه شاهدهستیم که بسیاری ازمبارزات واقدامات صورت گرفته بجای اینکه بنفع نیروهای اپوزیسیون و به ضررنظام جمهوری اسلامی تمام شود ، بلعکس به ضرراپوزیسیون و بنفع نظام تمام شده است.
( برای اثبات این ادعا ، فقط کافیست که به بی اعتمادی مردم نسبت به کل اپوزیسیون خارج ازنظام اشاره کرد.)
مقصود من ازبرنامه ، این نیست که بگوئیم ما خواهان آزادی و عدالت و برابری و.. هستیم . نه ، این موارد را نمیشود به آن برنامه گفت ، بلکه این موارد بعنوان "خواست " محسوب میشود، نه برنامه.
درواقع آنچه که میتوان به آن برنامه اتلاق کرد ، چگونگی رسیدن به هریک ازخواستها ، با توجه به واقعیتهای جامعه و موانع و مشکلات مربوط به آن است.
درچارچوب چنین برنامه ایی، داشتن توان وامکانات رسیدن به آن خواست نیزاز اهمیت خاص خود برخورداراست. بدین معنا که ،حتی اگر برنامه ایی جامع وکاملی هم برمبنای اصول وجود داشته باشد، بدون داشتن امکانات ، آن برنامه کارایی نخواهد داشت ، و قابل اجرا نخواهد بود. و بالاجبارهرطرح و برنامه ایی را میبایست دربایگانی قرار داد.
براین اساس میشود این را نتیجه گرفت که: "خواست یک موضوع است، وچگونگی رسیدن به آن خواست یک موضوع دیگر."
دراینجا این سئوال پیش میاید ، حال که امکانات یکی از مسایل مهم رسیدن به خواست است ، چگونه میشود به این امکانات دست یافت ؟
پاسخ به این سئوال را ، هرکسی از منظر نگاه خود به آن پاسخ خواهد داد. اما پاسخ صحیح بنظرمن این است که : باید در راستای ایجاد همبستگی فرا گروهی ، یا بعبارتی دیگر همبستگی فراگیرملی گام برداریم .
همبستگی فراگیری که بتواند ثبات و امنیت کشور را درفردای ایران ( پس از برچیده شدن رژیم و نظام ) تضمین نماید. تا مردم بتوانند به ادامه روند زندگی عادی خود درسایه صلح و امنیت و آرامش ادامه دهند، و مانع ازمداخله های احتمالی برخی از کشورها درامور کشورشوند.
همبستگی فراگیری که بتواند به یک برنامه مشخص اجرایی برسد تا بتواند هم موجب اعتماد بین خود نیروها شود ، و هم اعتماد مردم را نسبت نیروها بازگرداند. تابراین اساس بتوانیم به آن امکانات مورد نیازدست یابیم ، و برتری قوا را دربرابر رژیم و نظام ، بنفع خود رقم زنیم .
ایجاد چنین همبستگی فراگیری ، تنها درچارچوب آزادیخواهی ممکن است . چرا که ، آزادیخواهی منحصر به هیچ شخص یا گروه و طیف خاصی نیست. درواقع آزادیخواه کسی است که به حقوق آزادی سیاسی مخالف خود باور داشته باشد. یا بعبارتی دیگر ، به حقوق آزادی سیاسی طیفهای فکرو طبقاتی مختلف باورداشته باشد.
بنابراین ، هرشخصیت حقیقی یا حقوقی که درهرطیف فکری و طبقاتی قراردارد، درصورتی که خود را با این تعریف منطبق ببیند ، درواقع یک آزادیخواه است .
براین مبنا هم ، اساساً هیچ آزادیخواهی ، نمیتواند آزادیخواه دیگری را برای رسیدن به آزادی نفی کند و یا احیاناً نخواهد با او وارد اتحادعمل حول محور آرادیخواهی شود ، و او را درمبارزات خود شریک ننماید.
دراینجا ، باتوجه به استدلات فوق نتیجه میگیرم که :
یگانه راه حلی که پاسخگوی همه مسایل اپوزیسیون است ، و میتواند مردم و کشور را ازوضعیت بحرانی کنونی خارج نماید ، ایجاد جبهه آزادیخواهی ، حول محور " حق انتخابات آزاد برای همیشه و برای همه ایرانیان" یا بعبارتی حول محور" برقراری و پایداری آزادی سیاسی درهرشکل ازنظامهای سیاسی منتخب مردم" است .
اما سئوال بعدی این است که : آیا شرایط مابین نیروها ، برای ایجاد چنین جبهه ایی فراهم است ؟
پاسخ به این سئوال ، به اگر و مگرهای بسیاری بستگی دارد؛ میشود گفت ، هم مثبت است و هم منفی .
اما به باورمن ، زمینه های ایجاد جبهه آزادیخواهی ، نسبت به گذشته فراهم ترشده است . تنها کافیست ، جمع مناسبی از فعالان آزادیخواه که به ضرورت تشکیل چنین جبهه ایی رسیده اند، تحت شرایطی ، نقش میانجیگری و رایزنی را با کلیه شخصیتهای حقیقی و حقوقی اپوزیسیون ، در راستای تدارک و برگزاری " پیش کنگره آزادیخواهان " ، برای فراهم آوردن بستر گفتگوهای مستقیم کلیه نیروهای آزادیخواه را ، به عهده گیرند.
یقین دارم نتیجه آن ، هرچه که باشد بنفع مردم و کشور خواهد بود .
فرجادفر
شانزدهم مرداد 1390
( هفتم آگوست 2011 )