Share  
balatarin
 
  همبستگی برای بسيج عمومی، استراتژی انتخابات آزاد، تاکتيک تحريم انتخابات

فريبا داودی مهاجر

تاکتيک تحريم همه‌جانبه انتخابات نه تنها مشروعيت نظام را نشانه می‌رود، نه تنها استمرار اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری و کودتای انتخاباتی است، نه تنها اعتراض به روند بازداشت خانگی موسوی و کروبی و همسران آن‌هاست بلکه گردآوری سوخت و تزريق اين سوخت به جنبش سبز برای تحرک دوباره و ايجاد اميد و نشاط درون جنبش با يک نافرمانی مدنی گسترده است که حول استراتژی انتخابات آزاد در ايران شکل می‌گيرد.

کمپين انتخابات آزاد در ميان طرفداران خود اگر چه با يک چشم انداز به عنوان استراتژی دوران گذار به دموکراسی مطرح شده است ، اما با ۳رويکرد کلی و چند ميان بخش روبروست که تفکيک و شناسايی دقيق اين ۳ رويکرد نه تنها ميتواند به برخی سوالات مطرح شده درباره کمپين پاسخ گويد ، بلکه می تواند به روشن شدن مواضع فکری حاملان آن نيز منجر شود و مهمتر آنکه می تواند با وجود تفاوت ها و افتراق های اين ۳ نگرش زمينه ساز فعاليت مشترک را فراهم آورد . فعاليتی که به شرط داشتن زمان بندی و اهداف مشخص و چارچوبهای مورد توافق و تدوين شده امکان به وجود آمدن ۳ پيش نياز اساسی برای طی کردن دوران گذار يعنی "همبستگی ، برنامه عمل و اقدام عملی " را موجب می شود .

انتخابات آزاد و رويکردها

اين ۳ رويکرد در ميان طرفداران کمپين انتخابات آزاد عبارتند از :

يکم رويکرد ساختارشکنانه: حاملان اين باور با مسلم انگاشتن چند موضوع استراتژی انتخابات آزاد را تبين نموده اند . آنها بر اين باورند که جمهوری اسلامی ايران ظرفيت برگزاری هيچگونه انتخابات آزاد ، سالم و منصفانه و بخصوص معطوف به گردش واقعی قدرت را ندارد و با وجود همه اهتمام و تلاشهای صورت گرفته از سوی جناح های مختلف سياسی ، مانند اصلاح طلبان هيچ اميدی به برگزاری شبه انتخاباتی آزاد که قدرت را حداقل در ميان نگرش های مختلف درون حکومتی و باورمندان حکومت دينی فراهم کند وجود ندارد .
اين رويکرد بر اين باور است که هويت تماميت خواهانه جمهوری اسلامی نه تنها در سليقه و يا روش حکمرانی حاکمان ، که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نهفته است و وجود نهادهای نظارتی متعدد ، تبعيض های موجود در قانون بين قوميت ها و مذاهب و جنسيت و تاکيد ويژه بر جاری شدن قوانين اسلامی مبتنی بر شيعه ، امکان استفاده از فرصت های مختلف و برابر را به هيچ دگر انديش و يا هر ايرانی ديگری که مسلمان و شيعه ودر مواردی مرد نباشد قرار نميدهد و تا زمانی که اين قانون اساسی به عنوان مادر قوانين در ايران مطرح است انتخابات آزادی در ايران برگزار نخواهد شد .
بنابراين آنها کمپين انتخابات آزاد را معطوف به تغيير ساختار و قانون اساسی جمهوری اسلامی تبيين و تعريف ميکنند . آنها با نگاه ساختار شکنانه وچنين تعريفی و برای توليد حداکثر قدرت و بسيج عمومی در مقابل جمهوری اسلامی چنين کمپينی را موثر و مفيد می دانند .

دوم رويکرد اصلاح انگارانه: گروهی که اگرچه معتقد به برگزاری انتخابات آزاد هستند ولی معتقدند قانون اساسی جمهوری اسلامی دارای ظرفيت هايی است که با تکيه بر آن ميتوان انتخابات آزاد برگزار کرد و صحبت از اجرای بی تنازل قانون اساسی ميکنند . اين گروه بيشتر تکيه بر خواست انتخابات آزاد تا کمپين سازی برای رسيدن به اين خواست را دارد . هر چند که به نظر می رسد اتفاقات موجود گام به گام بخش هايی از اين طيف را به کمپين سازی و حتی نزديک شدن به رويکرد اول نزديک ميکند . اقای خاتمی و طرفداران ايشان را ميتوان از اين گروه تعريف کرد . گروهی که در نهايت توضيح نميدهند ،اجرای بی تنازل قانون اساسی چه تفاوتی با اجرای بی تنازل نظام ولايت فقيه دارد و اساسا حتی اگر آنها بتوانند به پروسه انتخابات همچون گذشته راه يابند و دگر انديشان همچون گذشته بيرون بمانند آيا می توان بر روز چنين انتخاباتی نام آزاد گذاشت .

۳ – رويکرد مصالحه گرايانه: اين طيف نيز از طرفداران جدی استراتژی انتخابات آزاد هستند. اين گروه اگر چه از تغيير قانون اساسی استقبال ميکنند . اگر چه خود را سکولار ميدانند و اگر چه برای معتقد به جدايی دين از حکومت هستند ،اما دچار نا هماهنگی در باورها و درروش های پيشنهادی خودهستند . رضا سياووشی که اولين بار طرح استراتژی انتخابات آزاد را مطرح کرد (۱) در مطلب اخير خود در سايت گويا تحت عنوان استراتژی برون رفت از پاردوکس انتخابات آزاد در عين حال که صحبت از جذب بخش هايی از حاکميت به سمت اين استراتژی ميکند ولی درعين حال کمپين انتخابات آزاد را مقابل بيت و به عبارتی حکومت تعبير ميکند و اينجا نقطه کليدی سوالات پيش آمده از اين رويکرد است که بايد به آن پاسخ گويد.وی در بخشی از مطلب خود می نويسد :
" حوزه عملکرد «فرايند دستيابی» تنها به جبهه مخالفين محدود نمی شود، بلکه اجبارا" جبهه «نظام» را هم در بر می گيرد. هر گاه از روزن «فرآيند دستيابی» نگاه کنيم، اين دو نيرو کاملا" از هم جدا نيستند. بخشی هائی از اين دو بهم آميخته و در هم تنيده اند، و پايه های آنها باهم همپوشانی دارند. و هر دو در يک زمين مشترک با هم مسابقه و هماوردی دارند. اتفاقا" به همين دلايل است که با «فرانيد دستيابی» می توان بر جبهه نظام تاثير داشت"
بخش های ديگری از اين طيف نيز معتقدند در کمپين انتخابات آزاد امکان همکاری با بخشهايی از حاکميت به عنوان جذب تدريجی وجود دارد و آنها نيز می توانند به عنوان يکی از سهم خواهان از نتايج شرکت در چنين کمپينی بهره مند شوند . آنها توضيح نميدهند که چرا افراد و يا بخش هايی از حاکميت که سالها در نقض حقوق بشر مشارکت داشته اند و در مقابل تحقق رفع تبعيض در ايران ايستاده اند و علنا با تحقق اعلاميه جهانی حقوق بشر مخالفت کرده اند چرا و به چه دليل می توانند از مبارزات آزاديخواهانه مردم و هزينه های که تاکنون پرداخت شده سهم ببرند . همچنين توضيح نميدهند که آيا جمهوری اسلامی را دارای ظرفيت برگزاری انتخابا ت آزاد ميدانند يا خير ؟ و اگر نميدانند چگونه قصد همراهی يا مجوز بهره مندی از نتايج انتخابات آزاد را به آنها ميدهند ؟ سوالات مطرح شده از اين طيف سوالاتی است که خود بايد به آن پاسخ گويند .

۳ رويکرد متفاوت و امکان تاکتيکی مشترک

هر استراتژی نياز به زمينی و عملياتی شدن دارد و اگرنه از حد آرزو جلوتر نمی رود .
بديهی است برای دستيابی به گفتمان عمومی و سپس ديالوگ ملی پيرامون مدل سازی برای دوران گذارکه امروز در کمپين انتخابات آزاد مطرح شده است بدون شفافيت و روشن شدن حساسيت ها ، صيقل يافتن اصول و باورهای موجود نمی توان به هيچگونه چانه زنی به منظور ارايه برنامه عمل مشترک دست يافت .و چنين رهيافتی نيازمند شناخت درست از نيروهای درگير يک کمپين سياسی ، اجتماعی است. برای دست يابی به مشارکت حداکثری که يک کمپين را با پويايی و خلاقيت و سازندگی و استمرار در ميان لايه های مختلف سياسی و اجتماعی پيش ببرد بايد گام اول را در ميدان نقد و موشکافی برداشت و سپس به نتايج آن که عبور سلامت و کارامد از دوران گذار به دموکراسی دست دست يافت .
حال چگونه ميتوانيم در کمپين انتخابات آزاد با پتانسيل های که دارای آن است ، اصلاح طلبان و معتقدان به قانون اساسی فعلی يا تلطيف شده را با سکولارها و نو انديشان دينی در چنين پروژه ای دور هم جمع کرد .
آيا چنين امری ممکن است ؟ ايا می توان آنها را دعوت به چنين همبستگی کرد بدون آنکه اصول و باورهای خود را زير پا بگذارند و به عبارتی همه تخم مرغ های خود را در يک سبد مشترک قرار دهند .
از نظر نگارنده چنين امری نه تنها ممکن است بلکه در شرايط امروز با حفظ و پای بندی به پرانسيبهای سياسی اجتناب ناپذير است . ۲) .
" اجرايی شدن اين کمپين در گرو تعريف تاکتيک های مورد توافق در زمان ، فاز و مراحل مشخص است . "
هر استراتژی دارای تاکتيک ها و هم پيمانان مختلف است . هيچگاه نيروی تشکيل دهنده يک کمپين عهد اخوت و برابری در تمام مراحل با هم نبسته اند . تنها تاکتيک هاست که تکليف گروههای مختلف را روشن ميکند . بدون ارائه تاکتيک اگر صد سال در باره يک استراتژی صحبت کنيم انگار که آب را در هاون ميکوبيم . حتی اگر ميليونها متر مکعب آب و هاون داشته باشيم بدون سد سازی نه برقی توليد می شود و نه زمينی آبياری می شود .
تاکتيک ها می تواند کوتاه مدت و ميان مدت باشد . می تواند امروز باشد و فردا تغيير کند . ميتواند تنها در زمانی مشخص با عده ای مشخص شکل بگير و فردا ترکيب آن در تاکتيکی ديگر تغيير پيدا کند . انچه بايد بدانيم اين است ، برای جلو بردن يک پروژه سياسی که هيچ برای ، يک بازی فوتبال هم بدون تاکتيک چه بسا شوت های خود راپی در پی روانه دروازه خودی کنيم .
حال که چنين است چراهمه برروی تاکتيک مشخص "تحريم همه جانبه انتخابات" با استراتژی کلی و در برگيرنده انتخابات آزاد ، کمپينی برای جمع کردن کليه نيروها و ابزارها و منابع تمرکز نکنيم ؟
هر کدام از نيروهای اين کمپين ميتوانند با حفط اصول و چارچوب های خود ، در زمان و برنامه مشخص دور هم جمع شوند و دهها هسته پراکنده داخل و خارج از ايران را پيرامون چنين تاکتيکی فعال کنند . ميتوانند با سياست ورزی موثر نيروهای داخل و خارج را به هم متصل کند . ميتواند بن بست حرکت کنونی را با همبستگی در مسير درست قرار دهند و مهمتر آنکه همه اين جريانها پس از دست يابی به هدف و اتمام پروژه ، می توانند به رقبای سياسی يکديگر تبديل شوند و در رقابتی دوکراتيک به نهاد سازی دموکراتيک پس از دموکراسی سازی در ايران بپردازند .
اين تاکتيک ، اضطراب همبستگی گروههای مختلف را تبديل به فرصتی برای گفت و گو و شناخت از يکديگر ميکند . فرصتی در اختيار آنها قرار ميدهد تا در پروسه همکاری به چانه زنی برای سهم خواهی ، تمرين رفتارهای دموکراتيک ، رفع سو تفاهم ها ، به رسميت شناختن يکديگر ،ظرفيت سازی درونی و اعتماد سازی در ميان بدنه سياسی و اجتماعی بپردازند . چنين کمپينی به گروههای مختلف فرصت ميدهد تا در کنار پيگيری و اهداف گروهی خود برای منافع ملی تلاش کنند و درباره چگونگی توسعه اقتصادی و فرهنگی جدا از تمايلات شخصی گفت و گو کنند . ۳)
همچنين اين تاکتيک به فعال شدن شبکه های اجتماعی و شکل گيری عمل و رهبری دسته جمعی با تکيه بر ابزار و منابع واقعی ياری ميرساند . در چنين تاکتيکی نگاه و سازماندهی عمودی و از بالا و کنترل شده که پشت درهای بسته و با تعدادی افراد معين و هميشگی شکل می گرفته، به مديريت و ساز ماندهی متکثر و افقی و بدون نگاه سلسله مراتبی تغيير می يابد و کليه نيروهای سياسی را در خود درگير می نمايد .
چنين رهيافتی در پروسه شکل گيری امکان گفت و گو و شناخت بيشتر نيروهای سياسی که ساليان طولانی با دهنيت های غلط نسبت به يک ديگر روبرو بوده اند را برطرف می نمايد و طرفين می توانند به يکديگر اطمينان ببخشند که چگونه با و جود تسلط يکی از اين رويکردها سهم سياسی ديگر گروهها حذف ميشود و با ظرفيت سازی درونی جنبش، و با نقد از درون ، رفتارهای دمو کراتيک تمرين ميشود . همچنين چگونه گروههای مختلف می توانند يکديگر را مانيتور کنند و با يکديگر " پرنسيبهای سياسی " را که امروز بسيار به آن نياز داريم تمرين کنند .

سخن آخر و ۴ متغير اساسی

هر حرکت ، پديده و يا برنامه سياسی که در سطوح مختلف سياسی و اجتماعی با کميت و کيفيت و حتی قد و قامت مختلف شکل ميگيرد با ۴ متغير اساسی روبروست
الف - "نقاط ضعف ونقاط قوت از درون"
ب - "نقاط تهديد و نقاط فرصت از بيرون"
هر يک از اين ۴ فاکتور توانايی ايجاد دهها هسته و پروژه و برنامه و توليد فکر و عمل را پيرامون استرتژی و تاکتيک تعريف شده، در خود مستتر دارد که چنانچه اين ۴ متغير را دقيق و موشکافانه ارزيابی نکنيم و حدود و ثغور آن را نشناسيم و با توجه به حوادث پيش آمده آنها را ارزيابی نکنيم ، هر همبستگی مقدماتی ولو گسترده و با هياهو پس از چندی محکوم به شکست است و موجی از ريزش و تحليل نيروها و امکانات را ايجاد ميکند . اتحاد جمهوری خواهان ايران و بسياری از گروههای کوچک و بازار که در اين سالها تشکيل شده و پس از چندی از هم گسيخته اند ، نمونه بارز در نظر نگرفتن متغيرها در برنامه سازمانی خود هستند .
تاکتيک تحريم همه جانبه انتخابات نه تنها مشروعيت نظام را نشانه ميرود ، نه تنها استمرار اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری و کودتای انتخاباتی است ، نه تنها اعتراض به روند بازداشت خانگی موسوی و کروبی و همسران آنهاست بلکه گرد آوری سوخت و تزريق اين سوخت به جنبش سبز برای تحرک دوباره و ايجاد اميد و نشاط درون جنبش با يک نافرمانی مدنی گسترده است که حول استراتژی انتخابات آزاد در ايران شکل ميگيرد .

ضرورت تاکتيک ها و پايدارسازی

بدون هيچ تعارفی ما در يک منازعه جدی با حاکمان ايران هستيم . حاکمانی که سرمايه و منافع ملی ايران و زندگی و هويت و ارزش های ايرانی را در خطر مرگ تدريجی قرار داده اند . منازعه با حاکمانی که با تظاهر به دين داری و ترويج خرافات و دروغ و تحقير شان انسانی و رواج فرومايگی در صدد حفظ منافع و مقام و قدرت خود هستند .
اين حاکمان تمام قد به ميدان آمده اند اگرچه فاقد هر گونه مشروعيتی در ميان مردم هستند . در مقابل آنها اپوزسيونی قرار دارند که با روش های پراکنده و بدون برنامه و مهندسی سرمايه اجتماعی و مردمی که خواهان دموکراسی هستند . اپوزيسيون ايران به دليل فقدان استراتژی ازاندک امکانات موجود مادی و فراوان امکانات انسانی به کار امدی استفاده نميکند . دهها کنفرانس ونشست بدون تکيه بر برنامه عمل و بررسی متغيرهای تاثير گذار به اوقاتی برای تازه کردن ديدارها و يا بده بستنها تبديل شده است . در فقدان استراتژی گاه نيروهای جدی سياسی و نيروهای که سياست را به عنوان حياط خلوت برگزيده اند جا به جا می شوند . تکفير و حذف جای جذب و نيرو سازی را اشغال ميکند و نيروهای امنيتی عرصه را برای جولان نقشه های "نفوذ و انهدام" باز می بينند .
تنها طراحی حساب شده با تکيه بر ۴ متغير نيروهای پراکنده را در سطوح مختلف سازمان دهی و هدفمند ميکند و نيروها را حول نقاط حساس و مورد نياز و کليدی جمع آوری کيفی و کفی می نمايد و به عبارتی به پايدار سازی و تداوم جنبش ياری ميرساند .
بدون تحليل از رفتارها و ظرفيب اردوگاه رقيب نمی توان هيچ کارزاری را مهندسی نمود . حتی بدون در نظر گرفتن اين متغيرها نمی توان يک کنفرانس و يا وب سايت و يا يک تلويزيون موثر و مفيد و معطوف به نتيجه داشت . پايدار سازی از ضروری ترين نکاتی است که بدون اتخاذ آن يک جنبش با هر قدرتی امکان تحليل رفتن دارد .
در مقاله بعدی تلاش می شود پيرامون رابطه بررسی متغيرها با چگونگی کمپين سازی و " پايدار سازی " استراتژی که در عين پويايی و انعطاف قادر به نه تنها دفاع ، که قادر به عنصر غافلگيری را دارد بحث ميکنيم .
همچنين به ضرورت توجه به زير ساخت های کمپين خودی و اردوگاه مقابل به منظور کاهش آسيب ها و چگونگی هم افزايی خطر برای کمپين و ارتقا استقامت سيستمی که کمپين سياسی را شکل ميدهد اشاره ميکنيم . اهداف ميانی مهمی که هر کدام از انها نياز به طراحی پروژه های مختلف دارد . نيروهايی که ادعای رهبری به هر اسم و عنوان دارند نميتوانند با در هم گسيختگی مردم را در خطر قرار دهند ، اگر با سيستمی مشخص درباره چگونگی ايجاد "مهار يا حداقل حصار" نيانديشيده باشند .
فراموش نکنيم که برای جابجايی سيستمی چون جمهوری اسلامی ايران نمی توان همواره برموج سواری های اتفاقی و يا شانسی دل بست و نمی توان تصور نمود که تنها موج سوار ما خواهيم بود و يک نفره به همراهی موج به ساحل خواهيم رسيد و پرچم را به نام خود بر زمين خواهيم کوبيد . فراموش نکنيم از دل چنين موج سواری باد دموکراسی به سرزمين ما نخواهد وزيد و موج سواران تک نفره با اندک حاميان دوباره سرنيزه ديکتاتوری را بر قلب ايران با آرايش و بزکی ديگر نشانه خواهند رفت . ما بايد سوار بر يک کشتی با تکيه بر قطب نما و نقشه و بادبان و گروه پارو زنان و دهها قايق نجات و آذوقه ای فراوان و با تکيه بر شناخت درست از مسير و بادها و توفانهای احتمالی و با يک برنامه و کار دستجمعی سرزمين غصب شده را باز پس گيريم . و فراموش نکنيم که صاحبان اصلی در همان سرزمين قرار دارند و اين نقشه تا زمان رهايی است و پس از ان خواست اکثريت تعيين کننده مدلی خواهد بود که آنها بر خود می پسندند .

پی نوشت
http://news.gooya.com/politics/archives/ (۱
۲) http://radiozamaneh.com/politics/2011/07/23/5623
http://news.gooya.com/politics/archive/2011/07/125320.php ( ۳