Share  
balatarin
 
  بنجل تر از «ملی مذهبی» چیست ؟

حسن بهگر

آقای رضا علیجانی سردبیر سابق مجله ایران فردا همواره نظریات جالبی داشته است . این بار در بی بی سی (برنامه «عبارت دیگر» 24/10/2011 ) در مورد شرح و بیان چرایی «ملی مذهبی » مسایل بحث انگیزی را مطرح نموده ؛ او بدرستی به برگشت شکل مبارزه ی کنونی به دوران مشروطه اشاره کرد و همچنین برمتکثر بودن و چند فرهنگی جامعه ایران تاکید نمود که در یک چنین جامعه ی متنوعی تکلیف و اهمیت حاکمیت ملی روشن است ولی شان نزول «مذهبی» که ایشان به دنبال ملی می بندند مجهول ماند. توجیه ایشان (با توسل مبهم به حسین بشیریه و هابرماس) این بود که ایدئولوژی مان را بیرون درحاکمیت می گذاریم و وارد حکومت می شویم که باید پرسید اگر نمی خواهید به ایدئولوژی عمل کنید پس فایده اش چیست؟ ایا فقط می خواهید با آن مشتری جلب کنید؟ همچنین وی خود را سوسیال دموکرات نامید و اظهار داشت وقتی که لیبرالیسم به ایران امد از نوع بنجل آن آمد. نخست باید گفت همه ی احزاب دموکرات مسیحی و حتا احزاب کمونیستی که امروز لقب چپ بخود داده اند براساس پارلمانتاریسم یعنی یکی از اصول لیبرالیسم در پارلمان نشسته اند. شما که از مشروطه و دکتر مصدق دم می زنید چگونه می گویید که لیبرالیسم از نوع بنجلی ان به کشور ما وارد شد؟ نمی دانم شاید منظورتان پیروان رفسنجانی مانند عبدی و غنی نژاد باشند ولی یک چیز برایم روشن است که سوسیالیسمی که ملی مذهبی ها و پیروان علی شریعتی از جمله آقای علیجانی بدان باور دارندو مدلشان ابوذر غفاری است بطرز شرم آوری بنجل و من در آوردی است و امتحانش را هم مدتی است که داده. واقعیت اینست که با عملکرد دولت بازرگان در انقلاب 57 و واگذاری حکومت به متعصبین مذهبی نشان داده شد که این مکتب ملی مذهبی در عمل توخالی بوده و وظیفه اش بازی کردن رل محلل برای یک حکومت دینی است. این تجربه تلخ تاریخی چیزی نیست که ملی مذهبی ها براحتی بتوانند شانه از بار مسئولیت آن خالی کنند.

بدگویی به دیگر مرام های سیاسی و رفرانس های سست روشنفکری هم دردی از آنها دوا نخواهد کرد. ملی مذهبی بجز بازی کردن نقش پل برای حکومت دینی چکار دیگری کرده ست؟ قیاس با مدل مالزی و ترکیه قیاس درستی نیست چون عواملی چون تفاوت های کلامی شیعه و سنی و قدرت ملایان در این دو دین متفاوت است و دستکم می دانیم که اردوغان در یک کشوری که خود را مرکز خلافت مسلمانان می نامید و سپس به لائیسیته گرایید؛ سرکار آمد و تا به امروز فقط لایه ی نازکی از دین را یدک کشیده و حتا در مصر خواستار حکومت لائیک شد و به هر صورت هنوز نمی دانیم آخر و عاقبت کارش چه خواهد شد چون هم اکنون بسیاری از ژنرال ها و برخی از روزنامه نگاران و خبرنگاران در زندان بسر می برند. اما ملی مذهبی های ما بخش مهمی از طیف گسترده ای از همکاران جمهوری اسلامی بوده اند و در برپایی بنیادین این استبداد دینی نقش بسیار مهمی داشته اند.

آقای علیجانی مانند بسیاری از ملی مذهبی های دیگربه قیاس خود با احزاب دموکرات مسیحی کشورهای غربی هم می پردازد که ما هم می توانیم مثل انها باشیم. این قیاس مع الفارق است زیرا تا آن جا که می دانم احزاب دموکرات مسیحی در کشورهای غربی بیشتر مدعی سرمشق قرار دادن اخلاق مذهبی هستند نه اجرا کننده ی تعالیم مذهبی؛ در حالی که ملی مذهبی و در راس آن نهضت آزادی که آقای علیجانی از هواخواهان آنست از روز اول خواهان اجرای قوانین قران هستند. این سخن که ملی مذهبی ها تفسیر دیگری از این مسایل دارند واقعا چقدر برای جامعه ایران سودمند می تواند باشد؟ و اصلا این گروه اعتبار مذهبی خویش را از کجا می گیرد ؟ ایا این جامعه که در 32 سال گذشته جولانگاه آزمایش های متعدد عقاید اسلامی گوناگون گردید و به این تیره روزی و نگون بختی دچار شد باید تازه دوباره بشود موش آزمایشگاه تا ملی مذهبی هایی مانند شما و رجوی و پیمان و یزدی و... نسخه های دیگری از اسلام دموکراتیک را برای آن بپیچند؟

علیجانی از پاسخ به این سوال که چرا مردم در جنبش دو سال پیش شعارهای ملی مذهبی ندادند طفره رفت و نخواست اعتراف کند که این مشرب دیگر بین مردم جایی ندارد و گفت همین سوال را از دیگر گروه ها هم باید کرد و در عوض زندانیان ملی مذهبی را نام برد که واقعا خلط مبحث بود؛ احتمالا اگر اجرا کننده ی برنامه اصرار می کرد ، پای شهدای گروه را هم به میان می آورد. گروه های دیگر حتا آزادی ندارند که نام خودشان را در ایران آزادانه بر زبان بیاورند. بیاد بیاوریم این طیف ملی مذهبی در آوردن این حکومت یا سهیم بوده یا با آن همکاری داشته ولی بعلت توتالیتر بودن آن کنار گذاشته شده است در حقیقت همان بلایی سرش آمد که در روسیه بر سر تروتسکیست آمده بود ؛ ولی سایر گروه ها معاند و دشمن بشمار می روند .اگر مساله فقط محدود به خودتان محدود می شد اشکالی نداشت ولی حق ندارید بلایی را که یک بار در سال 57 بر سر مردم ایران آوردید تجدید کنید.صریح بگویم ملی مذهبی های ما بدون حکومت اسلامی معنایی ندارند و ساختن تاریخ برای آنان از زمان نهضت ملی کردن نفت بی فایده است ؛ آنها از ابتدای دهه ی چهل و بویژه با پشتیبانی از اولین شورش خمینی به میدان آمدند و حتا بازرگان با افتخار در خاطرات خود آورده که بخارایی گفته با خواندن کتاب های بازرگان به ترور حسنعلی منصور دست یازیده است .

علیجانی برای توجیه ملی مذهبی بودن خود تاکید می کند که ملت ما مذهبی است و اگر الان انتخابات بشود ملی مذهبی بعلت داشتن وجهه مذهبی رای خواهند آورد.به این ترتیب ممکن است کسی هم حزبی به عنوان « ملی - نژادی » تاسیس کند و بگوید که چون ایرانیان از نژاد سفید هستند کارمن درست است!

این کلام در بطن خود عوامفریبی آشکاری است و محض خدشه وارد آوردن در برابری اساسی اعضای ملت ایران بر زبان جاری می شود و هیچ پایه ای ندارد و معنای اصلی آن اینست که شما از مذهب به سبب تقدس آن نزد مردم استفاده می کنید ( همچنان که از صفت ملی برای ایز گم کردن ) و هنوز نمی خواهید قبول کنید که در مبارزه ی تقدس این شما هستید که می بازید و ملاها می برند و این ملت ایران است که باید تاوان سفسطه های شما را بدهد.

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است.