Share  
balatarin
 
  انتخابات مرد؛ زنده‌باد جنبش دموکراتيک مردم ايران

حسن زارع‌زاده اردشير

ديگر زمان آن سررسيده که با صدای بلند اعلام کنيم؛ انتخابات مرد و تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی به هر شکل و شمايلی حضور دارد، بايد به‌جای بيان شرايط ايده‌آل و فرضی ذهنی غيرعملی که از طرف رهبری قابل خدعه هستند، تنها به تحريم انتخابات پرداخت

مقالات و بيانيه های متعددی که اين روزها در مورد انتخابات و جلوگيری از جنگ در رسانه ها پخش می شوند از يک طرف بيانگر علاقه و نگرانی های ايرانيان نسبت به وطنشان است و از طرف ديگر نشان از اين دارد که مقابله جمهوری اسلامی و غرب موجب خواهد شد تا افکار ايرانيان دنباله رو مسائلی باشند که توسط آنها ساخته می شوند.

رژيم جمهوری اسلامی همواره از بدو حاکميت خويش فضا را طوری بحرانی و متشنج کرده و می کند که بتواند در اين فضای مه آلود نتايجی را بسود خود بدست آورد؛ اعدامها و سرکوب مخالفين سياسی و مدنی در ۳۲ سال اخير همه نشان از اين موضوع دارند. با وجود اينهمه سرکوب و فشار که امروزه به حداکثر خود رسيده، همواره با کاربرد ترفندهايی کوشش کرده تا عده زيادی را به پای صندوق های رای بکشاند و بدين ترتيب علاوه بر گرفتن تاييد داخلی حکومت، به غرب و شرق که به ظاهر موضوع بيشتر توجه دارند، بفهماند که مورد تاييد اکثريت مردم بوده و حکومتش دارای مشروعيت است. موضوع جنگ و بحران سازی نيز از محورهای اصلی است که رژيم تلاش دارد نشان دهد که برای حفظ استقلال کشور به آنها دست می زند؛ کما اينکه جنگ خانمان سوز عراق که به کشته و زخمی شدن و از دست دادن زندگی ميليونها ايرانی منجر شد را مورد تاييد مردم نشان داده است.

سی سال طول کشيد تا مردم انواع دولتهای جنگ، سازندگی، اصلاحات و اصولگرايی را تجربه کرده و درک کنند که فساد، سرکوب و محدوديتهای مدنی و اجتماعی و سياسی در درون نظام و حکومت ريشه داشته و تا ماداميکه اين نظام برقرار باشد تفاوتی در زندگی مردم ايجاد نخواهد شد. از همين رو بود که ميليونها نفر در مخالفت علنی با جمهوری اسلامی بعد از انتخابات رياست جمهوری به خيابانها سرازير شدند. دولت و حکومت با استفاده از عوامل خود؛ سپاه، بسيج، نيروهای انتظامی و لباس شخصی، به سرکوب وحشيانه آنهايی که در جريان انتخابات ۸۸ فعال بودند دست زد و حال با وقاحت و بيشرمی تمام بازهم مردم را به انتخابات مجلسی فرا می خواند تا پايه قدرت رهبری را در آينده تحکيم بخشد. با وجود آنکه دلالان موتلفه و بعضی از سران اصولگرايان تلاش دارند با کمک رفسنجانی و خاتمی بخشی از اصلاح طلبان، که مزه فشار و سرکوب را نچشيده و يا کمتر چشيده اند و هچنان برای حفط نظام می کوشند، را به انتخابات دعوت کنند، هنوز هيچگونه نشانه ای از تلاش حکومت مبنی بر تغيير شرايط انتخابات از جمله آزادی زندانيان سياسی، برداشتن نظارت استصوابی شورای نگهبان، اجازه فعاليت به گروههای سياسی و حقوقی موجود و غيره ديده نشده است. بيانيه های آبکی رفسنجانی، خاتمی، شورای هماهنگی سبز و حتی بيانيه های کوتاهی که توسط برخی زندانيان مشهور به اصلاح طلب که شرايطی برای انتخابات را متذکر شده اند، رژيم را به واکنشی مثبت وادار نکرده است؛ بطوريکه اين زندانيان سياسی مجبور شده اند تاييد کنند که شرايط برای انتخابات آماده نيست و از خاتمی و ديگر يارانش خواسته اند به تبليغ انتخابات نپردازند. با اين وجود دورخيز برخی اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات که عاجزانه در انتظارند شعارهای آنها را زير سوال می برد.

بيانيه مهندس حشمت الله طبرزدی از زندان گوهردشت کرج که در پيوست است مبنی بر اينکه : در شرايط موجود و با توجه به غير دموکراتيک بودن انتخابات در جمهوری اسلامی، هرگونه تبليغ و تلاش در انتخابات برای مشارکت مردمی که خون خود را نثار حق طلبی، آزاديخواهی و دموکراسی کرده اند انحرافی بزرگ محسوب می شود و ريختن آب به آسياب استبداد است، ميتواند پايانی بر شعارهای گوناگون برای زدن بر طبل انتخابات با تکيه بر هر دليلی باشد. مهندس طبرزدی در بيانيه خود از زندان تاکيد می کند که انتخابات در جمهوری اسلامی در فضای استبداد، زندان و شکنجه هيچگاه پاسخگوی مطالبات مردم ايران نبوده و نيز نخواهد بود و انحرافی بزرگ از مسير مقاومت سياسی - مدنی برای استقرار دموکراسی، حاکميت غير دينی (سکولار) و احيای حقوق بشر محسوب می شود.

ديگر زمان آن سررسيده که با صدای بلند اعلام کنيم؛ انتخابات مرد و تا زمانيکه نظام جمهوری اسلامی به هر شکل و شمايلی حضور دارد، بايد بجای بيان شرايط ايده آل و فرضی ذهنی غيرعملی که از طرف رهبری قابل خدعه هستند، تنها به تحريم انتخابات پرداخت. بيانيه شجاعانه طبرزدی از زندان اقدام مهمی است که ديگر زندانيان سياسی نيز می توانند به آن دست بزنند و به جای اعلام شرايطی که خود نيز می دانند قابل تحقق نيست، برای عدم ايجاد هرگونه ابهامی برای هموطنان به تحريم انتخابات بپردازند.

مهمترين نکته ای که سقوط جمهوری اسلامی را امکان پذير می کند، وجود جبهه متحد دموکراتيک در داخل کشور است که آنهم از پيوند جنبشهای دموکراتيک دانشجويی، کارگری، اقوام، زنان، معلمان، مادران پارک لاله و شهيد، نويسندگان و نهادهای سياسی مدنی که خواهان استقرار دموکراسی و استقلال کشور بر اساس مبانی حقوق بشر هستند، ايجاد می شود. هسته ها و گروههای جنبشهای دموکراتيک نام برده سالهاست که تشکيل شده و در حال مبارزه با رژيم می باشند، اما سرکوب بيرحمانه موجب شده است تا بسياری از فعالان آنها توسط حکومت روانه زندانها شده و يا اعدام شوند، ولی تلاشها متوقف نشده اند. نظام حاکم سعی فراوان دارد تا با دستگيری هر فعال سياسی و مدنی و اجتماعی بر گسترش جنبش ضربه زده و در برابر پيشرفت جنبشهای دموکراتيک مانع ايجاد کند، به همين خاطر مهمترين فعاليت ايرانيان مقيم خارج صرفنظر از هر اعتقاد و باوری که دارند تقويت فضای فعاليت در داخل کشور است که با همبستگی ، فشار به سازمانهای بين المللی و حقوق بشری و نيز کمک به کوشندگان سياسی و مدنی در داخل امکان پذير است.

در ماههای گذشته که برگزاری ميتينگهای متعدد در شهرهای مختلف جهان توسط ايرانيان انجام شد، اعدام زندانيان سياسی و اجتماعی را متوقف کرد؛ هرچند رژيم با اعدام زندانيان مواد مخدر چهره سرکوبگر خود را حفظ کرده است. امروزه که فشار حقوق بشری با انتخاب آقای احمد شهيد افزايش يافته و دولتهای بزرگ نيز آنرا منبع فشار به رژيم دانسته اند، می بايست ايرانيان مهاجر با برپايی ميتينگهای مستقل و يا در کنار جنبشهای براه افتاده مشهور به ۹۹ درصدی، از طريق همبستگی مردم ساير کشورها فشار مضاعفی را به نظام جمهوری اسلامی برای رعايت مبانی حقوق بشری در داخل کشور انجام دهند.

امروزه دولتهای بزرگ با تکيه بر ۳ موضوع ساخت انرژی اتمی، تروريسم و حقوق بشر که با گزارش آقای شهيد و آمانو و ترور سفير عربستان به اوج خود رسيده، فضای جنگ طلبی ناتو را که از مساله ليبی خلاص شده به محور سوريه و ايران کشانده است. ۳۲ سال تجربه حکومت فاشيستی جمهوری اسلامی نشان داده که همواره تلاش دارد فضای داخل کشور و منطقه را با ايجاد بحران کنترل کرده و افکار ايرانيان را به آنها معطوف نمايد.

گروههای سياسی، مدنی و حقوقی ايرانی خارج کشور ميبايست علاوه بر گسترش دموکراتيکی خود و فعال کردن انبوه ايرانيان مقيم کشورهای خارج در جهت حمايت از مبارزات ضد استبدادی، در دامی که توسط دولتهای بزرگ و سردمداران رژيم پهن می شوند، گرفتار نشوند. علارغم اينکه کليت جمهوری اسلامی به تنش دامن می زند اما روشن است که جناح هايی در داخل حکومت وجود دارند که خواهان جنگ هستند تا مبارزات سياسی مدنی را از مسير خارج کنند. از طرف ديگر نيز دولتهای بزرگ قرار دارند که با نابودی صنايع نفتی و کاربرد تسليحات موجود، چاره ای برای رفع بحران می يابند. تنها افراد و گروههايی دست به دامان نيروهای غير خودی بلند می کنند که؛ اولا به گسترش جنبشهای دموکراتيک داخل ايمان ندارند و دوم اينکه خود را ناتوان از ادامه مبارزه مدنی می بينند. هر اقدامی در برون مرز بدون پشتوانه داخلی کمکی به مردم نخواهد کرد. تجربه کشورهای ليبی، مصر و تونس ثابت کرد که آلترناتيوهای بی پشتوانه در خارج کشور بيشتر ابزاری در خدمت دولتهای بزرگ هستند تا مردم و ممکن است خود سرانجام به حاکمی کم و بيش همچون ديکتاتور سابق تبديل شوند. بدون ايجاد جبهه متحد دموکراتيک در داخل کشور که از سالها قبل توسط چهره هايی چون مهندس طبرزدی و مهندس اميرانتظام مورد تاکيد قرار گرفت و دو سال قبل نيز در قالب "شورای همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" با حضور چهره های برجسته سياسی، مدنی و حقوق بشری خميرمايه آن گذاشته شد، راه تحقق حقوق بشر هموار نخواهد شد. پس زنده باد جنبش دموکراتيک.

حسن زارع زاده اردشير
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
http://zarezadeh.blogspot.com