Share  
balatarin
 
  رابطه مانور نظامی و انتخابات فرمایشی!

علي کشتگر

با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس نهم نگرانی خامنه ای و ایادی او از تحریم گسترده انتخابات و واکنش های اعتراضی مردم افزایش یافته و به موازات آن تنش فزایی در مناسبات ایران و جهان خارج ضرورت بیشتری پیدا کرده است.شرایط این انتخابات فرمایشی را برمی شمارم تا نشان دهم که چرا خامنه ای و ایادی او تا این حد نگران "فتنه" دیگری در اسفند ماه امسال هستند و فرماندهان نظامی و انتظامی مدام هشدار می دهند که "دشمن" قصد اخلال در انتخابات را دارد

تنش میان جمهوری اسلامی و جهان خارج (آمریکا، اروپا و اسرائیل)، نیاز همیشگی و حیاتی این نظام است. مسوولیت مستقیم پیامد سوء مدیریت ها، بی لیاقتی ها و فقر و بدبختی های دیگری که از رهگذر استبداد سیاه مذهبی نصیب مردم ایران می شود را یا باید به گردن گرفت و زمام کشور را به مردم و برگزیدگان آنان سپرد و یا آن که همه را بگردن "دشمن" انداخت و با سیمای حق به جانب هر اعتراضی را به بهانه همراهی و همسویی با دشمن سرکوب کرد!

بیست سال است که خامنه ای مسوولیت عواقب و فجایعی که نتیجه مستقیم سیاستهای ضدملی و ماجراجویانه اواست را به گردن آمریکا و اروپا و اسرائیل می اندازد. چنان که گویی سران رژیم هیچ مسئوولیتی در هیچ یک از فجایعی که در این سی ساله بر ایرانیان گذشته است ندارند.عادی شدن مناسبات ایران با ایالات متحده و اتحادیه اروپا، جمهوری اسلامی را از مهمترین سلاح ایدئولوژیکی و تبلیغاتی اش محروم می کند. درست است که اکثریت مردم ایران دیری است فریب این تبلیغات رسمی حکومتی را نمی خورند اما نمی توان از اهمیت آن برای توجیه و انسجام نیروهای "خودی" که ماموریت ارعاب و سرکوب مردم را برعهده دارند،غافل شد. محروم شدن نظام از این ابزار ایدئولوژیک - سیاسی یعنی خلع سلاح آن و شکستن طلسم استبداد از درون. هرچه نارضایتی در داخل بیشتر باشد و هرچه نظام از درون با کشمکش ها و اختلافات بیشتری دست به گریبان می شود، سردمداران نظام نیاز بیشتری به دمیدن در تنور خصومت با جهان خارج احساس می کنند. این مناسبات بحرانی ایران را مدام در لبه پرتگاه جنگ نگهمیدارد.چنان که یک درگیری محدود در نقطه ای از مرزهای آبی و زمینی ایران می تواند به یک جنگ تمام عیار و غیرقابل کنترل بیانجامد.

عادی شدن مناسبات ایران با آمریکا و اتحادیه اروپا در گرو دست کشیدن از شعارهای تند ضد خارجی، دست برداشتن از تلاش برای ساختن بمب اتمی، دست شستن از دخالت در امور کشورهای همسایه و نقطه پایان گذاشتن بر حمایت از اسلام گرایان افراطی در این کشورها است. اما چنین تجدیدنظر و چنین چرخشی در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی به منزله بازگشت به سیاستهای اصلاح طلبانی است که هم اکنون به گناه اصرار برهمین سیاستها در زندان و حصراند. هیچ حکومتی از جمله جمهوری اسلامی نمی تواند سیاستهای خود را صدوهشتاد درجه عوض کند، اما مدافعان و مبتکران سیاستهای جدید را هم چنان در حبس و تحدید نگهدارد. پس نخستین پیامد طبیعی تنش زدایی میان ایران و امریکا و اتحادیه اروپا مشروعیت زدایی از پیشبرندگان سیاستهای پیشین در درون هرم نظام حکومتی و بازکردن فضا برای زندانیان و سرکوب شدگان است. امری که حاکمیت را از درون دچار بحران هویت می کند. وفادارترین نیروهای نظامی و امنیتی رژیم که تکیه گاه اصلی آن هستند با همین هویت تربیت شده و انسجام یافته اند. بویژه آن که این هویت ایدئولوژیک با منافع اقتصادی بی حساب و کتابی که مناسبات خصمانه با غرب برای باندهای حکومتی به بار می آورد، درهم تنیده شده اند.

بنابراین مصالح سیاسی و منافع اقتصادی دسته های حکومتی جمهوری اسلامی که روزبه روز خصلت های مافیایی بیشتری پیدا کرده اند، با عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا منافات دارد. برای این باندهای حکومتی ادامه وضع نه جنگ و نه صلح مطلوب ترین شرایط ممکن است. چرا که هم بقای رژیم در گرو ادامه این شرایط است و هم منافع اقتصادی و تجاری نامشروعی که از رهگذر این شرایط کسب می شوند.

با نزدیک شدن زمان برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس نهم نگرانی خامنه ای و ایادی او از تحریم گسترده انتخابات و واکنش های اعتراضی مردم افزایش یافته و به موازات آن تنش فزایی در مناسبات ایران و جهان خارج ضرورت بیشتری پیدا کرده است.شرایط این انتخابات فرمایشی را برمی شمارم تا نشان دهم که چرا خامنه ای و ایادی او تا این حد نگران "فتنه" دیگری در اسفند ماه امسال هستند و فرماندهان نظامی و انتظامی مدام هشدار می دهند که "دشمن" قصد اخلال در انتخابات را دارد. همان گونه که در مقاله ای تحت عنوان "انتخابات فرمایشی و تحریم تاریخی" خاطرنشان کرده بودم، در این انتخابات فرمایشی برای نخستین بار:

1- همه جریانهای اپوزیسیون مخالف حکومت دینی و همه گروههای اصلاح طلب بر سر تحریم انتخابات همراه و همسو شده اند.

2- بنظر می رسد که موازنه قوا به سود طرفداران تحریم انتخابات به هم خورده است.چنان که ممکن است انتخابات در تهران و شهرهای بزرگ کشور با تحریم اکثریت عظیم مردم روبه رو شود.

3- میان دولت احمدی نژاد که مجری انتخابات است، با بیت رهبری که مصمم است لیست مورد نظر خامنه ای را از صندوق های انتخابات فرمایشی بیرون آورد رقابت به دشمنی گرائیده و از آنجا که اقلیت شرکت کننده در روستاها و شهرهای کوچک نیز نامزدهای طرفدار احمدی نژاد-مشایی را بر نامزدهای مورد حمایت رهبر ترجیح می دهند، دشواری پیشبرد این نمایش انتخاباتی برای خامنه ای دو چندان شده است. با توجه به آن که از کودتای 22 خرداد88 تا به امروز فضای جامعه همچنان آبستن اعتراض است، هیچ بعید نیست که علاوه بر تحریم انتخابات در تهران وشهرهای بزرگ، اعتراضات عمومی نیز همان گونه که اشاره رفت بلافاصله پس از انتخابات آغاز شود و دامنه آن به شهرها و روستاهای کشور نیز کشانده شود. و این همه در شرایطی خواهد بود که حاکمیت دوگانه و یا چند گانه در جمهوری اسلامی، خامنه ای و حکومت او را از هر زمان آسیب پذیرتر کرده است. در چنین اوضاع و احوالی که احتمال برآمد مجدد جنبش دموکراسی خواهی را نمی توان دست کم گرفت دو راه برای خامنه ای وجود دارد.

1- پذیرش شرایط محمد خاتمی، یعنی آزادی زندانیان سیاسی، پایان دادن به حصر موسوی و کروبی و برگزاری انتخابات بدون دخالت شورای نگهبان و نیروهای نظامی، اما خامنه ای به دلایل زیاد که به برخی از آنها اشاره رفت ظرفیت و توانایی پذیرش این راه حل را ندارد.

2- بحرانی تر کردن مناسبات ایران و جهان خارج و کشاندن ایران به سراشیب جنگ به قصد توجیه و پیشبرد سرکوب داخلی. هشدارهای پیاپی فرماندهان سپاه، نیروهای انتظامی و آخوندهای درباری بیت رهبری و خبرهای سراسر دروغ کیهان و خبرگزاری فارس و امثال آنها، همگی نشانه ترس حاکمیت از واکنش های غافلگیرکننده مردم علیه انتخابات فرمایشی است. صحبت از بستن تنگه هرمز، مانور نظامی ده روزه در خلیج فارس و دریای عمان، آزمایش موشک های جدید کروز، تهدید رسمی ناوگان آمریکا در خلیج فارس از زبان فرماندهان نظامی، اعلام ساخت میله های سوخت راکتور اتمی، دستگیری یک جوان آمریکایی ایرانی تبار به اتهام جاسوسی، جملگی برگهای قمار خطر ناک جدیدی هستند که رهبر جمهوری اسلامی برای افزایش تنش و دشمنی میان ایران و قدرت های خارجی در آستانه انتخابات فرمایشی اسفند ماه به آن متوسل شده است. خامنه ای از پیامدهای این بازی که امضای تحریم بانک مرکزی ایران توسط اوباما و بالا رفتن احتمال تحریم خرید نفت ایران و حتی درگیری نظامی با ایران از پیامدهای آن است، آگاهی کامل دارد. اما او مدتها است که بر سر دو راهی مرگ قرار دارد. از نظر او پذیرش شرایط خاتمی تسلیم خامنه ای به "شاه سلطان حسین" و اعتراف به بی بصیرتی است. امری که مستلزم کنار رفتن مجریان و مسوولان کنونی و حتی در گام بعدی کناره گیری خود خامنه ا ی است. خامنه ای برآن است که در یک انتخابات فرمایشی، مجلسی بی اختیار از دست نشاندگان خود که استقلال و اراده آن از مجالس مشورتی عربستان سعودی نیز کمتر باشد را به نام و برای ملتی که بیش از صد سال پیش برای آزادی قیام کرده است سرهم بندی کند. چنین اهانتی به شعور، تاریخ و فرهنگ ملت ایران می تواند با واکنش اعتراضی و غافلگیر کننده ملت ایران مواجه شود. و بساط ننگین استبداد را روانه زباله دان تاریخ کند. اما خامنه ای ادامه کژراهه ای که در آن افتاده را بر چنین بازگشت "خفت باری" ترجیح می دهد. خامنه ای به هر قیمتی شده به همان کژراهه مرگ ادامه خواهد داد. ادامه این بیراهه مستلزم داغ نگهداشتن دائمی خصومت میان ایران و "استکبار جهانی" است. فرماندهان نظامی خامنه ای که مدام علیه قدرت های خارجی نعره مستانه می کشند و مدعی اند که "پوزه قدرت های نظامی خارجی" را به خاک خواهند مالید، همگی از کوچکترین فریاد اعتراض مردم ایران وحشت دارند. ارتشی که پشتیبانی مردم خود را ندارد و از اعتراضات ملی می ترسد هرگز نمی تواند در برابر ارتش های مداخله گر مقاومت کند و پس از ویرانی ایران تسلیم خواهد شد. خامنه ای ویرانی ایران را که البته جمهوری اسلامی نیز در آن خواهد سوخت بر بازگشت از کژراه رفته ترجیح می دهد.

علی کشتگر

سه شنبه 13 دیماه 1390

Ali.keshtgar@yahoo.fr