Share  
balatarin
 
  جنگ ودمکراسی

یکی‌ از اعضای جبهه آزادیخواهان ایران شاخه استکهلم

به قول برشت: راستی که در دورانی تیره و تار به سر می برم/ کلمات بی گناه نابخردانه می نماید.

براستی که چه بلایی بر سر آگاهی تاریخی از جنگهای امپریالیستی معاصر در پیش بخشی از روشنفکر ایرانی آمده است؟ وقتی که نقش کلیدی روشنفکران پیشروی فرانسوی وامریکایی در مقابله با جنگ الجزایر و ویتنام را قیاس میکنیم با روشنفکران وطنی درقامت اپوزوسیون سرنگونی طلب که به بهانه بزیر کشیدن شدن فاشیسم اسلامی حاکم برایران، درعوض اینکه با جنگ افروزی و تحریم که ناقض حقوق بشر است موضع گیری کنند همسو با این دو سناریوی سیاه استعماری میشوند تا که به زعم خودشان تحولات را با خواسته های توی گیومه دمکراتیک مردم ایران همسو کنند اوج پس رفتگی اخلاقی این طیف از جامعه بیشتر روشن میشود . جریانات جنگ طلب وطنی تجاوز نظامی خارجی را با این استدلال که هرآلترناتیوی که ماندگاری رژیم جمهوری اسلامی را تضمین بکند بدترین گزینه است و اینکه اگر چه تجاوز نظامی خارجی زمینه ساز حکومتی دست نشانده در ایران می شود مانعی نیست ، دعوای امروز ملت با خامنه‌ای و ولایت‌فقیه است و نه با آمریکا و غرب ، بنابرین فردا ی بعد از اشغال ایران و سرنگونی رژیم وقتی که سرو‌کله‌ دست نشانده های متجاوزین خارجی پیدا شد مبارزه با آنها راحت تراست­ ، نظریه پردازی می کنند و به آن مشروعیت می دهند.معنای این استدلال یعنی اگر گزینه تجاوزنظامی خارجی تغار قدرت سیاسی رژیم فاشیسم اسلامی را بشکند و بخشی از قدرت سیاسی به کام کاسه لیسان ریزه خوار سفره جنگ بشود ، خرابی ، فقر و سیه ‌روزی بیشترمردم برای گذار از استبداد دینی به آزادی ودمکراسی و ارزشهای حقوق بشر، شرط لازم است !؟ شرط لازم مبارزه برای آزادی و حقوق بشر و دموکراسی و گذار از استبداد دینی به نظامی دموکراتیک التزم داشتن به حقوق بشر است.مگرتلفات انسانی و خسارات مادی که از تحریم وجنگ به مردم تحمیل میشود از مشروعیت اخلاقی برخوردار است که بخواهیم آن را تبدیل کنیم به فرصتی در جهت جنبش آزادیخواهی مردم ایران؟ جنگ افروزی به هرشکل آن با حقوق بشر در تناقض بنیادین است . پیوند زدن بین این دو، جز دروغ وفریبکاری معنای دیگری ندارد.

روشنفکر کارش دست زدن به عوام فریبی نیست، اگر آمریکا و غرب دست به جنگ تجاوز کارانه ای در ایران بزنند به جهت ضرورت تقسیم مناطق تحت نفوذشان است.هدف اصلی از مهندسی وچینش تمامی معادلات در رویکرد های آمریکا برای مدیریت اوضاع در خصوص ایران ايجاد حکومتی است که بيشترين همراهی را با منافع ژئوپوليتيك و ژئواستراتژيك داشته باشد ، حالا چه این رژیم بماند و یا برود. زیرا بطور قانون مند آن نیروی های مستاصل سیاسی که پلاتفرم و الفبای سیاسی شان را برای شریک شدن در قدرت اتکا به بازیگران اصلی و تعیین کننده سیاست قرار میدهند با تغییر فرماسیون قدرت، آن جریان سیاسی تنها نقش واکس زن پوتین بازیگران اصلی قدرت را خواهند داشت نه چیز دیگر.

بدلیل اینکه سازمانهایی که بعد از سه دهه نمایندگی خلقی را چه شایسته و یا نا شایست یدک کشیدند ناتوان در برابر استبداد دینی حاکم دست به دامان مارغاشیه شدند و با امید بستن به بازیهای استعمار در عین اینکه نشان میدهند که هیچ جایگزین فعال و سازماندهی شده ای را در داخل کشور ندارد مردم ایران را هم جدا میکنند از بازیگری نقشش درعرصه تعیین سرنوشتش خودش . بنابراین دراین حوزه مشخص سیاسی ، بهای جشن طیف اپوزوسیون طرفدار جنگ و تحریم در این بازی از کیسه فقر و سیه روزی بشتر مردم ایران پرداخته میشود تا شریک نتیجه ای بشوند که استعمار تعیین کننده قواعد آن بوده است.

یکی‌ از اعضای جبهه آزادیخواهان ایران شاخه استکهلم