Share  
balatarin
 
  یک تلنگر بر یادها

بيژن صف سري

روزی که محمد علی رجایی در سازمان ملل پاهای اسیب دیده اش را بعنوان سند شکنجه در زندان های شاه به نمایندگان کشور های عضو سازمان ملل نشان می داد، کمتر کسی در آن زمان ازاین نمایش رقت انگیز متاثر نشد خاصه که این واقعه توسط دوربین های رسانه های بین المللی درمعرض تماشای همه مردم جهان قرار گرفته بود، و همگان بر این باور رسیده بودند که پس ازاین نه تنها درنظام انقلابی جمهوری اسلامی ایران کسی به جرم طلب ازادی به بند کشیده نمی شود بلکه دیگربساط شکنجه و داغ و درفش هم دراین گستره تاریخی بر چیده خواهد شد چراکه سران و رهبران این نظام ولایی هرکدام خود را یک نلسون ماندلا و آزادیخواه می دانستند که راست یا دروغ ادعای شکنجه شدن در زندان های رژیم گذشته را داشتند

بعد از استقرار جمهوری اسلامی نسل پیشتازان انقلاب ۵۷ که گمان داشتند با شق القمری که در برچیدن بساط ظلم داشته اند باید تجارب انقلابی خود را به دیگر مردم تحت ستم جهان منتقل کنند و این احساس وقتی غلیان می یافت و به اوج می رسید که گروهی از مردم ممالک فقیراستبداد زده دنیا نگاه تحسین بر انگیزی بر انقلاب 57 داشتند و حکومت انقلابی جمهوری اسلامی را الگویی برای جایگزینی حکومت های حاکم بر خود می دیدند اما این تصور باطل خیلی زود به تبری جستن ازنظام حاکم بر ایران تبدیل شد و بجای مردم طالب ازادی این سران کشورهای فقیرو مستبد جهان بودند که حامی حکومت جمهوری اسلامی شدند چرا که با سر کیسه کردن نظام ولایی ایران بر دوام و بقای حکومت های خود افزودند تا بدانجا که در جنبش های اخیر منطقه که به بهار عربی معروف است، با سقوط هر یک از حکومت های دیکتاتوری منطقه، اولین اقدام دولت و مردم انقلابی این کشور های ازاد شده، اعلام انزجار از نظام و حکومت انقلابی جمهوری اسلامی است که اخرین آنها ماجرای مصر و دولت انقلابی مرسی است .

می گویند درهمه سی و سه سال عمر جمهوری اسلامی که هرگاه با تنگنا قرار گرفتن در تعاملات بین المللی، از برهم زدن نظم جهانی ،تا ساخت سلاح اتمی، مجبور به نشستن بر سر میز مذاکره شد، اولین و مهمترین شرط رهبران ایران دراین مذاکرات، عدم دخالت جهان در امور ایران بود که در ظاهر خواسته معقولی است اما در واقع معنا و مفهوم واقعی این خواسته چیزی جزچشم پوشی جهان از ظلم روا داشته به ملت ایران از سوی این زمامداران آن نیست، که از قضا دربرخی ازاین مذاکرات و تعاملات بین المللی، موفق به قبولاندن این شرط هم به طرف مقابل بودند که حمایت های امروز دولت هایی چون چین و روسیه از قبول همین شرط است اما با بذل و بخشش از کیسه ملت که تا کنون بخش عظیمی از ثروت ملی این اب و خاک به ثمن بخس به این کشور های حامی جمهوری اسلامی واگذار گردید، کافی است به ارقام و اقلام وارداتی از این کشور ها به بازار ایران نگاه کنید از اقلام مصرفی بنجل چینی تا ماشین الات زمخت وبی دوام روسی در صنایع کشورو سر کیسه کردن ده ها کشور فقیری که حتی بوجه های سالانه خود را از همین به اصطلاح تعاملات سیاسی و بعضا اسلامی با جمهوری اسلامی تامین می کنندواز همین رو است که با بر گذاری هر کنفرانس بی بو خاصیت از سوی نظام، با یک فراخوان جمهوری اسلامی هم چون خیل گدایانی که برای مواجب درب خانه ارباب تجمع می کنند، سران کشور های فقیر حضور می یابند. اما با این همه اگر چه این ترفندها حتی در برهه های حساس، در دوام و بقای نظام کار ساز بوده، اما امروزحکم طلسم شاه مرتضی را دارد که دیگر اثرنمی کندو مانند حنایی است که رنگی ندارد .

حال پس از گذشت سی سال ازنمایش محمد علی رجایی در صحن سازمان ملل که با نشان دادن کف پاهای خود احساس ترحم جهانی را بر انگیخت و آنها را به تصور باطلی از نظام جمهوری اسلامی رسانده بود امروز دبیر کل این نهاد بین المللی با حضوردرآخرین شعبده نظام بنام کنفرانس غیر متعهد ها، چهره به چهره رهبر مسلمین محدوده خیابان پاستور تهران می نشیند و با هشدار به او ازنقض حقوق بشرو اسارت خیل آزادیخواهان در زندان های نظام ولایی می گوید اگر سی سال پیش از این پاهای شلاق خورده رجایی تاسف جهان را بر نوع روش زمامدارای رژیم گذشته برانگیخت، امروز وضعیت زندانیان آزادی طلبی که با وجود بیماری های کشنده در زندان های رژیم خدای جوی محروم از درمان هستند، منقلب و خشمگینند، زندانیانی چون عیسی سحر خیز که امروز به دلیل ناتمام ماندن مراحل درمانی اش به اعتراض ، دست به اعتصاب غذا زده است و یا وضعیت بهمن امویی وژیلا بنی یعقوب، زوج روز نامه نگاری که اسرار هویدا کردند و با در بند کردن هر دو این پیامبران جامعه دین گریز آشیانه عشق را بر هم ریزند . بی شک امروز اگر رجایی و همه مدعیان چون او که اسارت در بند رژیم شاهنشاهی را دلیل بر حق بودن نظام خود بر پا کرده می پنداشتند، وجود داشتند، در مقابل رنج آزادیخواهان در بند شده نظام ولایی امروز این آب و خاک، هرگز مرتکب آن رفتار غیر متعارف در صحن یک نهاد بین المللی نمی شدند و توهم نلسون ماندلای جمهوری اسلامی را نداشتند.امروز ایران صحن سازمان ملل متحد است وبا ده ها نلسون ماندلای حقیقی.