Share  
balatarin
 
  احمدی‌نژاد، اوین و قاضی مرتضوی

محمدرضا یزدان پناه

دو حالت بیشتر وجود ندارد: محمود احمدی نژاد یا ظرف روزها و هفته های آینده از زندان اوین تهران دیدار می کند یا نه. محقق نشدن خواسته و اصرار عجیب رئیس جمهور برای بازدید از اوین، چیزی را تغییر نمی دهد.

او در تمام دوران زندگی خود و به خصوص در این هفت سال اخیر که عنوان ریاست جمهوری ایران را در اختیار داشت، از مشهورترین زندان ایران در جهان دیدار نکرده بود.

اما اگر محمود احمدی نژاد بتواند بر مقاومت ها در برابر این تصمیم خود غلبه کند و به اوین برود، احتمالا می تواند معادلات بیشتری را به نفع خود تمام کند.

او تا همینجا نیز بازی را از تمام اصولگرایان حاکم و مقام ها و نهادهای حکومتی مقابل خود برده است.

متن نامه ای که احمدی نژاد به رئیس قوه قضائیه نوشت، با کمی اغماض آنچنان بود که اگر امضای رئیس دولت های نهم و دهم جمهوری اسلامی با تمام مشخصات ویژه و منحصر به فردش از پای آن برداشته می شد، کمتر تفاوتی با نامه احتمالی یک فعال یا ناظر حقوق بشر به مقام های جمهوری اسلامی برای دعوت آنها به رعایت حقوق زندانیان، داشت.

پاسخ ناشیانه صادق آملی لاریجانی به نامه احمدی نژاد که به ناچار علنی ارسال شد، برد دیگری برای رئیس دولت بود.

تا اینجای ماجرا، احمدی نژاد خود را در قامت یک رئیس جمهور مدافع حقوق و آزادی های مردم و زندانیان سیاسی وعقیدتی به نمایش گذاشته حتی اگر این لباس از نگاه بسیاری بر تن او برازنده نباشد.

اما آیا محمود احمدی نژاد، رئیس دولت های نهم و دهم جمهوری اسلامی، محصول انتخابات سوم تیر 1384 و 22 خرداد 1388، با تمام خاطرات و کارنامه ای که تاکنون از خود به جای گذاشته، واقعا آن کسی است که در نامه اخیر به رئیس قوه قضائیه تلاش کرد خود را آنگونه بنمایاند؟

به عبارت دیگر، آیا ایران هم اکنون شاهد حضور فردی در رأس قوه مجریه خود است که اگر هم مقام خود را مدیون تقلب گسترده و کودتای انتخاباتی باشد ولی اکنون به هر دلیلی، در صدد ایفای نقش ریاست "جمهور" است؟

زندان اوین و سعید مرتضوی، شاخص های خوبی برای راستی آزمایی از این ژست محمود احمدی نژاد هستند.

احمدی نژاد نمی تواند هم نگران تضییع حقوق زندانیان اوین باشد و برای این نگرانی خود، ثبات سیاسی نظام جمهوری اسلامی را که رهبرش همین دو هفته پیش با آن شدت، بر لزوم حفظش تأکید می کرد را بر هم بزند و هم سعید مرتضوی را به یکی از مقرب ترین اشخاص اطراف خود مبدل کند.

سعید مرتضوی کیست؟ قاضی ویژه دادگاه مطبوعات در دوران موسوم به اصلاحات و بعدها دادستان عمومی و انقلاب تهران.

او در این دو جایگاه، کارنامه ای کم نظیر در جمهوری اسلامی دارد. سعید مرتضوی از این منظر در کنار اسدالله لاجوردی و صادق خلخالی، سه ضلع مثلث زندان، شکنجه و اعدام در جمهوری اسلامی است.

مرتضوی در یک حوزه از آن دو نیز پیش است و آن برخورد با خبرنگاران، روزنامه نگاران و مطبوعات است.

دقیق نمی توان گفت ولی احتمالا کمتر کسی در جهان وجود دارد که شخصا به اندازه قاضی و سپس دادستان مرتضوی، حکم بازجویی و زندان روزنامه نگاران و خبرنگاران و توقیف مطبوعات و نشریات را صادر کرده باشد. او در کشتارگاه کهریزک نیز کارنامه ای تیره دارد.

سعید مرتضوی شاخص صداقت محمود احمدی نژاد برای نگرانی درباره حقوق ملت و به خصوص زندانیان زندان اوین است.

رئیس دولت اگر در ادعای خود صادق باشد می تواند در صورت رفتن به اوین، پرونده خاک خورده زهرا کاظمی را از بایگانی این زندان در بیاورد. همان خبرنگار ایرانی – کانادایی که در زندان اوین توسط قاضی مرتضوی بازجویی شد و پس از آنکه جمجمه اش در اثر برخورد جسم سختی که نمایندگان مجلس ششم گفتند کفش سعید مرتضوی بوده، شکست، کشته شد.

محمود احمدی نژاد همچنین می تواند با بسیاری از زندانیان اوین دیدار کند و از آنها درباره سعید مرتضوی بپرسد؛ او گفتنی های فراوانی خواهد شنید.

محمود احمدی نژاد اگر در ادعاهای خود صادق است، حتی نیازی به رفتن به اوین هم ندارد. او می تواند پرونده های موجود در دستگاه قضایی، گزارش های مجالس ششم و هفتم و هشتم، شورای عالی امنیت ملی و حتی وزارت اطلاعات زیر نظر خود درباره سعید مرتضوی را به شکل ویژه بررسی کند.

در این صورت او به انبوهی از پرونده ها و اسناد درباره جنایت ها و نقض مکرر و فاحش حقوق بشر در حق صدها فعال سیاسی و اجتماعی، نشریه، روزنامه نگار، نویسنده و ... توسط سعید مرتضوی برخواهد خورد.

احمدی نژاد اگر واقعا نگران حقوق مردم و زندانیان بود، حمایت قاطعانه خود از سعید مرتضوی را خاتمه می داد و اجازه می داد او توسط همین دستگاه موجود قضایی و لااقل به خاطر اتهاماتی که از کشتارگاه کهریزک متوجه اوست، محاکمه می شد.

رئیس جمهور می توانست تا رسیدگی به تمام اتهامات؛ حداقل سعید مرتضوی را به طور موقت از ریاست سازمان تأمین اجتماعی منفصل کند.

احمدی نژاد به جای تمام اینها، از پس از انتخابات جنجالی 88 که سعید مرتضوی یکی از متهمان اصلی سرکوب ها و جنایت های پس از آن است و به خاطر آنها حتی از قوه قضائیه هم طرد شد، او را بال و پر داد و در دولتش به دولت رساند تا آنجا که حتی قوانین کشوری را هم تغییر می دهد که مرتضوی همچنان رئیس تأمین اجتماعی و در کابینه اش باقی بماند.