Share  
اپوزیسیون ایران در یك آزمون تاریخی: همگرایی و واگرایی

  آریا پارسی

به تازه‌گی صداهایی از همگرایی سیاسی و مبارزاتی میان بخش عمده‌ای از اپوزیسیون ایران شنیده می‌شود، صداهایی كه از نوسازی فرهنگ سیاسی ایران در راستای محوریت گفتمان دموكراسی و فراتر از محدود دیده شدن منافع گروهی و حزبی گذشته و ضرورت تأمین و حفاظت از منافع ملی ایران زمین را با سنجش خردمندانه دیروز و همراه با واقعیات زمانه امرزو، در دستور كار خود قرار داده است، اتحاد و همگرایی در سرنگونی جمهوری‌اسلامی و ایجاد نظام سیاسی دموكراتیك در ایران آزاد فردا، بدون این كه شكل و صورت آن در اولویت قرار گیرد، محور اصلی گفتمان همگرایی در بین اهالی اپوزیسیون ایران بشمار می‌رود.
بخش خردمند و واقع‌گرای اپوزیسیون ایران به درستی در دوران پساجداانگاری چپ-راست كه در دنیای واقعی سیاست جهانی جریان دارد، روزآمد بودن خود را نمایان ساخته و منفعت ملی را به جای منفعت شخصی و گروهی اولویت داده و جریان‌های همگرای اپوزیسیون ایران در سیر تحولی مفاهیم و واژگان سیاسی، در مدرن‌سازی اندیشه‌سیاسی به ایده‌ها و كنش‌های همگرایانه دست یافته است.
طیفی كه در اپوزیسیون ایران با تكیه بر واگرایی به میراث مانده از فراروایت‌های ایدئولوژیك دوران سپری كرده، بر آموزه‌های تكروانه مشغول است، نه تحول اندیشه‌های سیاسی را تجربه كرده است و نه از واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی ایران و تمدن مدرن بهره‌ای گرفته است، در نزد اینان كه گروكشی‌های پیشین تاریخی اهمیت دارد، دموكراسی در محوریت عملی و نظری‌اش ارزشی ندارد و تسویه حساب‌های حزبی و تشكیلاتی عرصه را بر دریافت دگردیسی فرهنگ سیاسی ایران تنگ كرده و مانده در دوران كودكی، اصالت و اصلیت وجودی اپوزیسیون را نه در ایجاد دموكراسی در ایران بر پایه همگرایی، بلكه در ایجاد انقلاب منحصرانه و تن دادن به شرایط موجود در راست‌گروی یا آستانه بوس بیگانگان و یا اختراع انقلابی‌گری خشونت‌طلبانه، در چپراهه را در دستور كار خود قرار داده است.
همگرایی را در بخشی از اپوزیسیون می‌توان در مراسم درگذشت زنده یادان داریوش همایون و مهرداد مشایخی دید كه بی‌تردید در راه‌سپاری با اندیشه‌های این بزرگان فرهنگ سیاسی و دموكراتیك ایران و گسترش دموكراسی به دیگر ایده‌های مبارزاتی و سیاسی، حامل پیامی نوین در سیاست ایران معنا و مفهوم پیدا می‌كند.
تاریخ فرصتی دیگر برای اپوزیسیون ایران فراهم ساخته است تا با خردمندی و حول محور سرنگونی نظام جمهوری‌اسلامی و برپایی نظام سكولار دموكراتیك در ایران زمین، از میان ایده‌های نابخردانه و واگرایی كه در آموزه‌های جدایی‌طلبانه و ایدئولوژیك دیدن سیاست و فرهنگ ایران زمین به عرصه می‌رسند و پای بیگانه را به كشور باز و سرنوشتی خانمان برانداز را به جای براندازی رژیم جمهوری‌اسلامی می‌نشاند، خردمندی نوین سیاسی را در پیوند با سیاست‌مدرن ایران‌گرا، دموكراتیك و برابرخواه به محك آزمون و تجربه بگذارد.



   بازگشت به صفحه قبل